صلح و جنگ یکجانبه تاکی؟!
یکبار دیگر صدای جنگ و صلح یکجانبه از گلوی انتحاریها در دهمزنگ کابل بلند شد. در تاریکی صبح روز دوشنبه (۲ دلو) چند مرد انتحاری به ریاست عمومی پلیس ترافیک در ساحه دهمزنگ کابل حمله کردند. آنان پس از انفجار، نخست وارد ساختمان آن ریاست شدند و چندین انفجار مهیب و فیر آر. پی. جی و بیش از نه ساعت درگیری، آتش سوزی و ۲۰ کشته و زخمی به ارمغان آوردند.
این دومین اقدام مهاجمان انتحاری به فاصله پنج روز در شهر کابل؛ قلب کشور است. در هفته گذشته نیز گروهی از مهاجمان انتحاری، یکی از مرکزهای ریاست عمومی امنیت ملی را در نزدیکی وزارت داخله هدف قرار داده بودند که با واکنش سریع نیروهای امنیتی مواجه شد و باتعدادی تلفات و خسارات پایان یافت.
کابل مرکز کشور افغانستان است؛ به لحاظ سیاسی، امنیتی، اقتصادی و رسانهای، کابل آینهیی تمامنمایی افغانستان میباشد. اکنون دشمنان افغانستان به جای حمله به یک شهر کوچک و یا یک جاده بیابانی، که نه تأثیر سیاسی آنچنانی دارد و نه مشکلات اقتصادی کلانی برای کشور ایجاد میکند و نه سود بسیار تبلیغاتی و رسانهای برای فرماندهان گروههای انتحاری میتواند داشته باشد، کابل؛ قلب کشور را هدف قرار داده اند که میتواند تأثیرات بسیاری سیاسی، اقتصادی، امنیتی و رسانهای داشته باشد. این خود یک نوع تغییر تاکتیکی در ادامهی جنگ گروههای تروریستی میباشد.
هرچه به سال 2014 نزدیکتر میشویم، تحرکات دشمنان کشور افزایش مییابد؛ آنان میخواهند به جهانیان و مردم افغانستان نشان دهند که یک گزینه بیشتر ندارند؛ باید از دولت ناکارآمد و حامیان جهانیاش قطع امید کنند و در انتظار آمدن گروههای تروریستی و خشونتخواه باشند. پیام این اقدامات کور تروریستی به جامعهی جهانی این است که پس از ده سال حضور شما در افغانستان، اکنون شما ناچار به ترک افغانستان هستید، درحالی که ما از هرزمان دیگری قویتر و دست به کارتر هستیم و میتوانیم مرکز کشور را مورد تهاجم قرار بدهیم و امنیتی را که شما برای ایجاد آن ده سال تلاش کردهاید، در ساعتی به هم میزنیم. این عملیات انتحاری برای مردم افغانستان این سخن را دارد که هیچ گزینهای غیر از حاکمیت گروههای تروریستی نمیتوانند انتخاب بکنند. ناامید کردن مردم افغانستان از ادامهی راه ایجاد صلح، امنیت و حکومت دموکراسی و در اختیار گرفتن سرنوشت خودشان هدف تروریستان آدمکش است.
افغانستان در ده سال گذشته با تمام کمی و کاستیهای که در بخشهای گوناگون داشته، تا جایی سروسامان گرفته است؛ نقطه ضعف اصلی این ده سال، حضور خارجیها و نداشتن استقلال و حاکمیت ملی است که با خروج خارجیها در 2014 آنهم به دست میآید و این چیزی است که دشمنان افغانستان را به وحشت میاندازد؛ زیرا برخی از کشورها نمیتوانند تحمل کنند که در افغانستان امنیت و صلح ایجاد شود، سرمایههای خارجی و داخلی در این کشور بیاید، اقتصاد کشور رونق بگیرد، دانش و فرهنگ و فناوریهای روز رشد کند.
دشمنان افغانستان با این کارهای خود میخواهند، کشور ما را به دورهی جنگهای داخلی، ویرانی و تباهی دو دههي گذشته بازگردانند. میخواهند افغانستان همیشه درگیر جنگ و ناامنی و برادرکشی باشد تا آنان منافع خود را در این کشور به راحتی تأمین نمایند. به گفتهی معاون شورای عالی صلح برخی از کشورهای که تروریستان را تمویل و تجهیز میکنند، به دنبال منافع خود در افغانستان هستند؛ بازار بیدر و پیکر و بیصاحب افغانستان را در اختیار دارند، منابع طبیعی، معادن و جنگلات افغانستان رایگان مورد استفاده آنهاست و دریاهای این کشور که خود توان بهره برداری از آنها را ندارند در خدمت آنهاست. اگر افغانستان به صلح و امنیت و حاکمیت ملی برسد، ممکن است که بتواند ثروتهای خود را مورد استفاده قرار دهد.
سوالی که در اینجا لازم است از شورای عالی صلح پرسیده شود این است که مردم این عملیات تخریبی و راه یافتن تروریستان به شهر کابل را نتیجهی صلح طلبی یکجانبهی شما و دولت آقای کرزی میدانند. نتیجهی تلاشهای یک سالهی شما رها شدن تروریستان از زندانهای افغانستان و پاکستان است. عملیات انتحاری و سلسله انفجارهای کابل همزمان شده است با رهایی این طالبان از محبسها و گرمتر شدن بازار صلحطلبی افغانستان. عملیات مسلسل کابل نشان میدهد که گروههای تروریستی نه تنها هیچ علاقهی به صلح ندارند که در برابر خواهش و التماس دولت و شورای عالی صلح با نیشخند به کار خود ادامه می دهند. این گروهها خود را برای زمان خروج نیروهای خارجی آماده میکنند تا تهاجم سازمان یافته و حمایت شدهای خود را به کشور آغاز کنند. بر دولت افغانستان و شورای عالی صلح است که بیش از این به این صلح و جنگ یکجانبه ادامه ندهند. به جای این کار بیمعنا و بینتیجه، به تقویت و تجهیز و آموزش نیروهای مسلح افغانستان بپردازند و خود را برای مقابله با گروههای تروریستی آماده کنند.
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است