صلح و جنگ یک‌جانبه تاکی؟!

یک‌بار دیگر صدای جنگ و صلح یک‌جانبه از گلوی انتحاری‌ها در دهمزنگ کابل بلند شد. در تاریکی صبح روز دوشنبه (۲ دلو) چند مرد انتحاری به ریاست عمومی پلیس ترافیک در ساحه دهمزنگ کابل حمله کردند. آنان پس از انفجار، نخست وارد ساختمان آن ریاست شدند و چندین انفجار مهیب و فیر آر. پی. جی و بیش از نه ساعت درگیری، آتش سوزی و ۲۰ کشته و زخمی به ارمغان آوردند. 

این دومین اقدام مهاجمان انتحاری به فاصله پنج روز در شهر کابل؛ قلب کشور است. در هفته گذشته نیز گروهی از مهاجمان انتحاری، یکی از مرکزهای ریاست عمومی امنیت ملی را در نزدیکی وزارت داخله هدف قرار داده بودند که با واکنش سریع نیروهای امنیتی مواجه شد و باتعدادی تلفات و خسارات پایان یافت.

کابل مرکز کشور افغانستان است؛ به لحاظ سیاسی، امنیتی، اقتصادی و رسانه‌ای، کابل آینه‌یی تمام‌نمایی افغانستان می‌باشد. اکنون دشمنان افغانستان به جای حمله به یک شهر کوچک و یا یک جاده بیابانی، که نه تأثیر سیاسی آن‌چنانی دارد و نه مشکلات اقتصادی کلانی برای کشور ایجاد می‌کند و نه سود بسیار تبلیغاتی و رسانه‌ای برای فرماندهان گروه‌های انتحاری می‌تواند داشته باشد، کابل؛ قلب کشور را هدف قرار داده اند که می‌تواند تأثیرات بسیاری سیاسی، اقتصادی، امنیتی و رسانه‌ای داشته باشد. این خود یک نوع تغییر تاکتیکی در ادامه‌ی جنگ گروه‌های تروریستی می‌باشد.  

هرچه به سال 2014 نزدیک‌تر می‌شویم، تحرکات دشمنان کشور افزایش می‌یابد؛ آنان می‌خواهند به جهانیان و مردم افغانستان نشان دهند که یک گزینه بیشتر ندارند؛ باید از دولت ناکارآمد و حامیان جهانی‌اش قطع امید کنند و در انتظار آمدن گروه‌های تروریستی و خشونت‌خواه باشند. پیام این اقدامات کور تروریستی به جامعه‌ی جهانی این است که پس از ده سال حضور شما در افغانستان، اکنون شما ناچار به ترک افغانستان هستید، درحالی که ما از هرزمان دیگری قوی‌تر و دست به کارتر هستیم و می‌توانیم مرکز کشور را مورد تهاجم قرار بدهیم و امنیتی را که شما برای ایجاد آن ده سال تلاش کرده‌اید، در ساعتی به هم می‌زنیم. این عملیات انتحاری برای مردم افغانستان این سخن را دارد که هیچ گزینه‌ای غیر از حاکمیت گروه‌های تروریستی نمی‌توانند انتخاب بکنند. ناامید کردن مردم افغانستان از ادامه‌ی راه ایجاد صلح، امنیت و حکومت دموکراسی و در اختیار گرفتن سرنوشت خودشان هدف تروریستان آدم‌کش است.

افغانستان در ده سال گذشته با تمام کمی و کاستی‌های که در بخش‌های گوناگون داشته، تا جایی سروسامان گرفته است؛ نقطه ضعف اصلی این ده سال، حضور خارجی‌ها و نداشتن استقلال و حاکمیت ملی است که با خروج خارجی‌ها در 2014 آن‌هم به دست می‌آید و این چیزی است که دشمنان افغانستان را به وحشت می‌اندازد؛ زیرا برخی از کشورها نمی‌توانند تحمل کنند که در افغانستان امنیت و صلح ایجاد شود، سرمایه‌‌های خارجی و داخلی در این کشور بیاید، اقتصاد کشور رونق بگیرد، دانش و فرهنگ و فناوری‌های روز رشد کند.

دشمنان افغانستان با این کارهای خود می‌خواهند، کشور ما را به دوره‌ی جنگ‌های داخلی، ویرانی و تباهی دو دهه‌ي گذشته بازگردانند. می‌خواهند افغانستان همیشه‌ درگیر جنگ و ناامنی و برادرکشی باشد تا آنان منافع خود را در این کشور به راحتی تأمین نمایند. به گفته‌ی معاون شورای عالی صلح برخی از کشورهای که تروریستان را تمویل و تجهیز می‌کنند، به دنبال منافع خود در افغانستان هستند؛ بازار بی‌در و پیکر و بی‌صاحب افغانستان را در اختیار دارند، منابع طبیعی، معادن و جنگلات افغانستان رایگان مورد استفاده آن‌هاست و دریاهای این کشور که خود توان بهره برداری از آن‌ها را ندارند در خدمت آنهاست. اگر افغانستان به صلح و امنیت و حاکمیت ملی برسد، ممکن است که بتواند ثروت‌های خود را مورد استفاده قرار دهد.

سوالی که در این‌جا لازم است از شورای عالی صلح پرسیده شود این است که مردم این عملیات تخریبی و راه یافتن تروریستان به شهر کابل را نتیجه‌ی صلح طلبی یک‌جانبه‌ی شما و دولت آقای کرزی می‌دانند. نتیجه‌ی تلاش‌های یک ساله‌ی شما رها شدن تروریستان از زندان‌های افغانستان و پاکستان است. عملیات انتحاری و سلسله انفجارهای کابل همزمان شده است با رهایی این طالبان از محبس‌ها و گرم‌تر شدن بازار صلح‌طلبی افغانستان. عملیات مسلسل کابل نشان می‌دهد که گروه‌های تروریستی نه تنها هیچ علاقه‌ی به صلح ندارند که در برابر خواهش‌ و التماس دولت و شورای عالی صلح با نیشخند به کار خود ادامه می دهند. این گروه‌ها خود را برای زمان خروج نیروهای خارجی آماده می‌کنند تا تهاجم سازمان یافته و حمایت شده‌ای خود را به کشور آغاز کنند. بر دولت افغانستان و شورای عالی صلح است که بیش از این به این صلح و جنگ یک‌جانبه ادامه ندهند. به جای این کار بی‌معنا و بی‌نتیجه،‌ به تقویت و تجهیز و آموزش نیروهای مسلح افغانستان بپردازند و خود را برای مقابله با گروه‌های تروریستی آماده کنند.

 

حکایت رفاقت و رقابت بزرگان

حکایت رفاقت و رقابت بزرگان

(درحاشیه‌ي دیدار استاد عطا و جنرال دوستم)

در اولین روزهای این هفته اتفاق جالبی در مزارشریف روی داد که هم باعث تعجب و هم باعث تحلیل‌های زیادی گردید. منظورم دیدار غیرمنتظره عطامحمد نور والی بلخ و جنرال دوستم است. هرچند روزنامه‌ی عصرنو تحلیل خود را از این رویداد به قلم جناب ثاقب سردبیر روزنامه، در شماره پیش ارائه کرد؛ اما به نظر این قلم‌، این رویداد آن قدر مهم هست که تحلیل دیگری پیرامون آن انجام بگیرد.

1-   استاد عطامحمد نور و جنرال عبدالرشید دوستم از شخصیت‌های هستند که در سه دهه حوادث و جریانات کشور از بازیگران این حوادث بودند. خوب بازی‌ کردند یا بد فعلا کاری به آن ندارم. این دو در دوران جهاد، در دوران جنگ‌های خانگی و نیز در دوران مقاومت برضد طالبان از فرماندهان مطرح جهادی بودند. میدان‌داری می‌کردند و اثر انگشت‌شان هنوز در جای جای وطن؛ در عرصه‌های سیاسی و نظامی برجای است.

ادامه نوشته

پوستینی به نام خط دیورند

پوستینی به نام خط دیورند/

مولانا جلال الدین محمد بلخی در مثنوی شریف، داستانی می‌پردازد به این قرار: روزی در هوای سرد زمستانی، جمعی از شاگردان با استاد خود، بر لب دریا به تماشا ایستاده بودند، به ناگاه دیدند که آب، پوستینی را با خود می‌آورد، استاد که لباس زمستانی نداشت و سرما هم خورده بود، به شاگردان خود گفت: خدا این پوستین را برای من آورده است. استاد برای گرفتن پوستین، خود را به آب انداخت، شاگردان او را تشویق کردند. استاد دست پیش برد که پوستین را بگیرد که ناگهان چنگال‌های خرس پیش آمد و استاد را به سوی خود کشید. خرس، استاد را با خود می‌برد و شاگردان فریاد می‌زدند که پوستین را بگیر و از آب بیرون بیا. اما می‌دیدند که استاد به همراه پوستین می‌رود. سرانجام صدا کردند: استاد اگر نمی‌توانی پوستین را بیاوری، رهایش کن و خودت بیا. استاد با صدای خفه و با زحمت بسیار سر خود را از آب بیرون آورد و جواب داد: من او را رها کرده‌ام، او مرا رها نمی‌کند.
این قصه‌ی مولانا، حکایت افغانستان و خط مرزی دیورند است که می‌خواهیم درباره‌ی آن کمی درنگ کنم و بنویسم.
  

ادامه نوشته

این حکایت را نخوانید که جگر خون می‌شوید!

این حکایت را نخوانید که جگر خون می شوید!

(روزنامه عصرنو، مزارشریف، تاریخ انتشار 29/4/1391)

حکایت اول:

حکایت کنند که یکی از پادشاهان صفوی، برای آن که منزلت و جایگاه علم و دانش و معنویت را در نزد مردم بالا ببرد، روزی دستور داد اسپ مخصوص او را آماده کردند و بعد شیخ بهایی را برآن سوار کرد و خود در رکاب اسپ حرکت کرد. آن روز شیخ بهایی سوار بر اسپ مخصوص سلطان و سلطان در رکاب او پیاده تمام شهر را گشتند و به زبان حال به مردم اعلام کردند که ارزش علم و علما بسیار بیشتر از ارزش سلطان است و لازم است مردم به دانش ارج نهند و برای کسب دانش تلاش کنند.

این را مقایسه بکنید با حکایت دردناک زیر که در قرن بیست و یکم و در شهر مزارشریف رخ داده است.

حکایت دوم:

ادامه نوشته

کابوس 2014 واقعیت یا ...؟!

کابوس 2014 واقعیت یا ...؟!

درحالی که نزدیک دو سال به 2014 و خروج نیروهای خارجی مانده است، اظهارنظرهای ضد و نقیض در این مورد همه روزه در رسانه‌های داخلی و خارجی انعکاس می‌یابد. وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی در 2014 موضوع اصلی این اظهارات می‌باشد. با این‌که سخن‌گویان دولتی و مقامات امنیتی کشور، از توانایی نیروهای امنیتی برای دفاع از کشور و تأمین امنیت مردم سخن می‌گویند و نیروهای امنیتی، این توانایی را در چند درگیری با مخالفان مسلح در سال روان نشان داده‌اند، اما برخی از محافل سیاسی و امنیتی در کشور و بیرون از آن از ناتوانی نیروهای امنیتی افغان و احتمال تسلط دوباره طالبان بر کشور نگرانی می‌کنند. از آن میان یکتن از مقامات ارشد گروه بین المللی بحران که یک گروه پژوهشی اروپایی است و در بروکسل مرکزیت دارد، در روزهای اخیر گفته است که نیروهای امنیتی افغانستان قادر به تأمین امنیت کشورشان نیستند و امکان دارد که افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی، دوباره میدان رقابت‌های تنظیم‌های مسلح و جنگ‌جویان رقیب گردد.

ادامه نوشته

معنای انتقادهای آقای کرزی از امریکا؟

معنای انتقادات کرزی از امریکا؟

سخنان چند روز پیش رئیس جمهور کرزی در انتقاد از عملکرد ایالات متحده امریکا در افغانستان، باردیگر اذهان آگاهان سیاسی و روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها را به خود معطوف کرد. هرچند آقای کرزی با حمایت ایالات متحده به قدرت رسیده و با حمایت این کشور بر سر قدرت مانده است؛ باوجود این تنش بین آقای کرزی و ایالات متحده در طول این ده سال نیز جریان داشته است. ایالات متحده هم از حکومت کرزی حمایت کرده و هم از ناکاآمدی و فساد گسترده و روزافزون حکومت او انتقاد کرده است.

.

ادامه نوشته

سلام، صبح بخیر آقای سیاف!

مردم مسلمان افغانستان در یازده سال گذشته از دو طرف مورد تهاجم قرار گرفتند؛ از یک‌طرف گرفتار حکومت تکنوکرات‌های از غرب برگشته‌ی بدون تعهدی شدند که تنها در اندیشه‌ی فرونشاندن عطش قدرت‌طلبی و ثروت‌خواهی خود بودند. آنان در حاکمیت خود زمینه را برای تهاجم ویرانگر فرهنگی و سیاسی قدرت‌های غربی آماده کردند. سست کردن باورهای دینی نسل جوان و به بیراهه کشاندن آنان، مبارزه با فرهنگ اصیل کشور، ترویج فرهنگ برهنگی و بی‌بندوباری و دعوت به مسیحیت برخی از فعالیت‌های غربی‌ها در افغانستان بود. در نقطه مقابل، گروه‌های مسلح مخالف بودند که به نوعی دیگر و با روش خطرناکتری فرهنگ و باورهای دینی مردم را هدف گرفته‌بودند. ترور، کشتن زنان و کودکان، سربریدن بی‌گناهان، ویران کردن کشور و تکیه کردن به بیگانگان به نام دین و از جایگاه عالمان دینی کار این گروه در ده سال گذشته بوده است.

ادامه نوشته

اعتراف نامه‌ی آقای کرزی

اعتراف‌نامه‌ی آقای کرزی؟

فرمان 164 ماده‌یی رئیس جمهور کرزی با هدف اصلاحات وسیع در سطح کلان کشور قابل تأمل و دقت بسیار می‌باشد. آقای کرزی، این فرمان را پس از یازده سال حکومت و درحالی که تقریبا یک سال بیشتر از زمامداریش باقی نمانده، صادر کرده است. آیا کرزی با این فرامین و دساتیر خود می‌خواهد در نهادهای دولتی به خصوص قوای سه‌گانه اصلاحات به وجود بیاورد یا در این آخرین سال حکومت خود به نوعی دچار عذاب وجدان شده به گناهان و کوتاهی‌های خود در اداره افغانستان اعتراف می‌کند؟

ادامه نوشته

اگر بار گران بودیم ...

یک دختر مهاجر: اگر بار گران بودیم، رفتیم

روزنامه مردم سالاری چاپ ایران در شماره امروز خود نوشت :

«ساره گل» دختری افغان است که نامه‌ای سرگشاده نوشته و به دفتر روزنامه فرستاده است. عنوانش، بازگو کننده محتوایش بود:«اگر بارگران بودیم، رفتیم»؛ اما تلخ...

او نوشته بود:«ایرانی عزیز مرا ببخش اگر با مهاجرت اجباری، از دست جنگ، از دست بنیادگراهای مذهبی(طالبان زن خفه کن)،پا به خاکت گذاشتم. مرا ببخش اگر از نانت استفاده کردم، نانی که حق بچه‌هایت بود. مرا ببخش برای تمام آب و برق و گازی که- هرچند با پرداخت پول- استفاده کردم. مرا ببخش اگر از صفحات وبت برای درددل شخصی استفاده کردم. مرا ببخش اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایت راه رفتم و قدم زدم. مرا ببخش اگر پدر و برادر کارگرم روی ساختمان‌هایت و زمین کشاورزی‌ات کار کردند و یک فرصت شغلی را شاید از پدر و برادرت گرفتند. مرا برای همه چیز ببخش.

ادامه نوشته

از یگانگی تا بیگانگی (قسمت پنجم و پایانی)

افغانستان

دانشمندان ايراني و افغاني بر اين باورند که مهد و خاستگاه زبان فارسي خراسان بزرگ و شرق ايران است. اصالت و قدمتي که زبان فارسي در افغانستان دارد در ايران ندارد. « اين زبان پرورش يافته آن مرز و بوم است و به صورت ادبي فعلي آن، از بخارا و سمرقند و بلخ و غزنه به خراسان و اصفهان و شيراز و سرانجام به تهران آمده است. قبل از سعدي شيرازي، رودکي بخارايي، عنصري بلخي، فردوسي طوسي، سنايي غزنوي و ناصر خسرو بلخي به اين زبان شعر گفته اند.»

اين زبان در خراسان سابق و افغانستان کنوني نه تنها زبان ادبي، فرهنگي و تاريخي بود، بلکه زبان روز مره و عامه ي تمام مردم کشور در همه جا بوده است. فراتر از آن زبان فارسي دري زبان حاکمان دولتي بود، که خود عموماً از قوم پشتون بوده اند.

ادامه نوشته

از یگانگی تا بیگانگی (قسمت چهارم)

فصل دوم: بيگا نگي‌ها

آنچه تا اين جا گفتيم نشان مي دهد که افغانستان، ايران و تاجيکستان يک تاريخ، فرهنگ، تمدن، زبان و آيين دارند. همين عناصر نيز هدف مشترک و درد مشترک را به وجود مي آورند. همين ها نيز عناصري هستند که در ساختن يک ملت واحد کار ساز است. با وجود اين چرا اين پيکر يک پارچه، سه تکه شده است با سه نام؟ چرا اکنون اين همه سوء تفاهم و گاهي رقابت و خصومت در ميان اين سه پاره وجود دارد؟ و چرا بايد فرزندان برسر ارث و ميراث پدري به نزاع برخيزند و اين تابلوي زيبا را بين خود تقسيم کنند؟

اهل فضل مي دانند که اين بحث گسترده اي است و عوامل فراوان سياسي، فرهنگي، زباني، اقتصادي در ايجاد وضعيت موجود نقش دارند اما بناي ما بر نگاه کلي و اشاره به پاره اي از اين عوامل است. عوامل جدايي را مي توان در سه عنوان کلي بررسي کرد: استعمار، ايران، افغانستان.

استعمارگران

ادامه نوشته

از یگانگی تا بیگانگی (قسمت سوم)

3- زبان يگانه

زبان يکي از عناصر اصلي و مهم سازند? هويت ملي هر ملّت است و بسياري از عناصر ديگري ملي بر پاي? زبان استوار مي گردد. اين عنصر، افهام و تفهيم در بين يک ملت همزبان را ميسر مي کند و بنيادگذار اصلي پيوند انساني و زاينده ي فرهنگ ملي است. زبان مشترک در ساختن يک ملت و ايجاد پيوند ناگسستني در ميان يک مردم نقش اول را داراست.

زبان فارسي بدون شک از عناصر اصلي سازنده ي هويت ملي مردمان فارسي زبان است که امروزه در سه واحد سياسي جداگانه به سر مي برند؛ يعني ايران، افغانستان و تاجيکستان. فرهنگي که بر پايه هاي زبان و تاريخ مشترک ساخته مي شود، فرهنگ يگانه است و قابل تجزيه و تقسيم نمي باشد و متعلق به همه ي آن مردم است.

ادامه نوشته

از یگانگی تا بیگانگی (قسمت دوم)

فصل اول:

يگانگي ها

1- فرهنگ يگانه

در تعريف عام خود فرهنگ شامل همه ي فعاليت هاي مادي و معنوي و همه ي دستاورد هاي يک جامعه مي شود و فرا تر از تمدن است. اگر محققي فرهنگ، يعني مجموعه ي باورها، سنت ها، صفات، رسم و رسومات دو ملت افغانستان و ايران را تدوين و بررسي کند، کمتر موردي پيدا خواهد کرد که با هم اختلاف داشته باشد. يا مردم يک کشور از رسوماتي که در کشور ديگري عمل مي شود بي خبر باشند. ...

ادامه نوشته

شما سوراخ دعا را گم کرده‌اید؟!

شما سوراخ دعا را گم کرده‌اید!؟ / سیداسحاق شجاعی

 سخنان رئیس جمهور کرزی در جمع مسوولین وزارت تحصیلات عالی و استادان دانشگاه شک و تردیدهای چندی را ایجاد کرد. وی گفته است: پس از این باید تدریس در دانشکده‌های طب و انجنیری به زبان انگلیسی انجام بگیرد تا کشور در مسیر پیشرفت و ترقی گام بردارد. سخنان غیرمنطقی و ساده‌لوحانه‌ی رئیس جمهور، انسان را به یاد طرح‌های امان الله خان می‌اندازد. امان ا ... خان پادشاهی بود که می‌خواست افغانستان را از بدبختی نجات داده به پیشرفت و ترقی برساند؛ اما نمی‌دانست برای پیشرفت کشور چه باید بکند. او به دنبال پیدا کردن فرمول ترقی به اروپا سفر کرد و در بازگشت به این نتیجه رسید که دلیل پیشرفت کشورهای اروپایی این است که زنان‌شان حجاب ندارند، با مردها اختلاط پیدا کرده‌اند، پیر و جوان دریشی می‌پوشند و ...

 

ادامه نوشته

از یگانگی تا بیگانگی (قسمت اول)

از یگانگی تا بیگانگی / سیداسحاق شجاعی

اشاره: حضور درازمدت کشورهای غربی به ویژه امریکا در کشور ما افغانستان و خصومت این کشور با جمهوری اسلامی ایران باعث شد که امسال مراسم سالگرد امام خمینی در افغانستان تبدیل به یک گفتمان سیاسی و فرهنگی گردد. دو جبهه موافق و مخالف رو در روی هم قرار گرفتند و موضوع به رابطه افغانستان و ایران گسترش یافت. سرانجام خوشبختانه این اختلاف فکری تبدیل به یک گفتمان فرهنگی و قلمی گردید. فکر می‌کنم این مقاله می‌تواند در این فضا حرفی برای گفتن داشته باشد.

چکیده
این نوشته یک مقدمه و دو بخش دارد؛ در بخش اول به بررسی زمینه ها و عوامل مشترک تاریخی، فرهنگی، نژادی، زبانی و دینی بین دو ملت ایران و افغانستان پرداخته و پیشینه نه چندان دور آن نشان داده شده است. در بخش دوم ضمن کنکاش در زمینه های جدایی و نقد عوامل موجود در بیگانگی، سهم هرکدام از استعمار و ایران و افغانستان نیز مشخص می گردد. در نهایت راه های برای رسیدن باردیگر به یگانگی پیشنهاد می شود.
کلیدواژه ها: آریانا، ایران، افغانستان، تاجیکستان، خراسان بزرگ، فرهنگ، تمدن، زبان فارسی.

ادامه نوشته

افغانستان سرزمین ناسپاسی و ارج ناگذاری

افغانستان؛ سرزمین ناسپاسی و ارج‌ناگذاری / عبدالشهید ثاقب

چندی پیش، مقاله‌ی نگاشته بودم زیر عنوان« از قرآن عربی تا قرآن پهلوی» که نقد گونه‌ای بود بر کتاب «تاثیر قرآن بر ساختار و محتوای مثنوی معنوی» نوشته آقای سید اسحاق شجاعی، داستان نویس و مولانا شناس معروف کشور.

انتشار این نبشته در سایت شبکه اطلاع رسانی افغانستان، واکنش‌های بی‌شماری را در پی داشت؛ به گونه‌ی که برخی‌ها آن را روشنگر و آموزنده خوانده و برخی دیگر محتوای آن را حمل بر چاپلوسی و تملق نگارنده نموده اند.

ادامه نوشته

از قرآن عربی تا قرآن پهلوی

از قرآن عربی تا قرآن پهلوی / عبدالشهید ثاقب

چند روز پیش، آقای سیداسحاق شجاعی، پژوهشگر و داستان نویس مشهور کشور و سردبیر روزنامه عصرنو که تازه از سفر ایران بر گشته بود، کتابی را برایم تقدیم کرد که در شناسنامه‌ی آن چنین آمده است:

نام کتاب: تاثیر قرآن در محتوا و ساختار مثنوی معنوی

نویسنده: سید اسحاق شجاعی

ناشر: موسسه بوستان کتاب

نوبت چاپ: اول/ 1390

شمارگان: 1000

یادم نمی‌رود که وقتی آقای شجاعی این کتاب را برایم تقدیم کرد، بنده در نخستین ملاحظه، از کیفیت و زیبایی چاپ آن تمجید نمودم و به چگونگی محتوای آن تماسی نگرفتم؛ اما فردای آن روز وقتی به دفتر روزنامه آمدم، در نخستین دیدار با آقای شجاعی لب به تمجید و تحسین از محتوای کتاب گشوده و در این باره سخن‌ها گفتم و آتش اشتیاق را در دل مشتاقان آن، شعله ورتر ساختم و آرزوی دسترسی به آن را در میان قشر کتاب‌خوان کشور، افزون تر.

ادامه نوشته

تأثیر قرآن بر محتوا و ساختار مثنوی معنوی منتشر شد

 

کتاب تأثیر قرآن بر محتوا و ساختار مثنوی معنوی منتشر شد

خبرگزاری رسا ـ کتاب «تأثیر قرآن بر محتوا و ساختار مثنوی معنوی» نوشته سیداسحاق شجاعی از سوی انتشارات بوستان کتاب در قم منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، در آستانۀ نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، کتاب «تأثیر قرآن بر محتوا و ساختار مثنوی معنوی» نوشته سیداسحاق شجاعی در نوبت اول توسط انتشارات بوستان کتاب چاپ شده است.

مثنوی معنوی اثر سترگ و جاودانه مولانا جلال الدین محمد بلخی اوج اندیشه‌های انسانی در قالب شعر و داستان است. این کتاب بی‌بدیل هم در محتوا و مضمون و هم در صورت و ساختار خود عمیقا از قرآن کریم متأثر می‌باشد. مثنوی، تفسیر عرفانی قرآن و دربردارنده اندیشه‌های بلند عرفانی، اخلاقی و انسانی است که مولانا تحت تأثیر قرآن، آنها را هنرمندانه خلق کرده است.

ادامه نوشته

چرا عاقل کند کاری ...؟

چرا عاقل کند کاری… ؟!

بیش از ده روز است که کشور ما افغانستان در تظاهرات، ناامنی، کشتار و تشویش های سیاسی و نظامی غرق شده است. دو هفته پیش بود که نظامیان امریکایی در پایگاه نظامی بگرام به قرآن کریم بی حرمتی کردند. به دنبال این جنایت نابخشودنی، احساسات مذهبی مردم افغانستان تحریک شد و در ده ها شهر خرد و کلان، هزاران افغان خشمگین به خیابان ها آمدند و بر ضد ایالات متحده و سیاست های سراسر اشتباه او در افغانستان فریاد زدند.

 

ادامه نوشته

آموزه های خروج نیروهای امریکایی از عراق

یک هفته پس از خروج نیروهای امریکایی از عراق، این کشور دچار اختلاف، درگیری، ناامنی و کشتارهای کور شده است. نگاه کوتاهی می کنیم به ریشه های این حوادث در کشور مسلمان عراق.

کشورهای عراق و افغانستان در سال های گذشته وضعیتی شبیه به هم داشته اند؛ هردو کشور گرفتار حکومت های دیکتاتور و خونریز بودند؛ در هردو کشور نیرهای بیگانه به ویژه امریکایی حضور یافته و رژیم های دیکتاتور حاکم را سرنگون کردند؛ پس از آن هردو کشور در غوغای هرج و مرج و نزاع های داخلی غرق شدند و از درون این تاریکی گروه های تروریست، افراطی و خشونت گرا سر برآوردند و با خشن ترین اعمال غیرانسانی خود دست به کشتار وحشیانه مردم زدند و آن را به نام دین، مذهب، زبان، قوم و ... توجیه کردند. در هردو کشور، دست های خارجی از گروه های تندرو ضد مردم حمایت می کردند. در عراق، عربستان و در افغانستان، کشور پاکستان این حوادث تلخ را کارگردانی می کردند و می کنند. حضور نیروهای امریکایی در چنین شرایط خطیر و برای مبارزه با دهشت افکنی در هردو کشور ضرورت داشت.

ادامه نوشته