واقعیت این است که انگیزه‌ها و اهداف این نظریات متفاوت است؛ نمی‌توان انکار کرد که برخی‌ها از سر تعهد و دلسوزی و از ترس تکرار تجربه‌های تلخ جنگ‌های داخلی و یا تکرار حاکمیت سیاهی و تباهی اظهار عقیده می‌کنند. اما بسیاری این سخنان با اهداف خاص بیان می‌شود. گروه بین المللی بحران درست در زمانی تحلیل خود را انتشار می‎دهد که مذاکرات پیرامون توافق‌نامه‌ی امنیتی بین افغانستان و ایالات متحده امریکا در جریان است. موضوع مهم در این توافق‌نامه ایجاد پایگاه‌های دایمی آن کشور و حضور دایمی نیروهای نظامی امریکایی در خاک افغانستان می‎باشد. با توجه به حضور ده ساله ایالات متحده در کشور ما و نارضایتی مردم از این حضور که در سخنان اخیر رئیس جمهور کرزی نیز انعکاس پیدا کرده است، مردم افغانستان دیگر چنین حضور ناکام و حتی مضر را تحمل نمی‌کنند؛ مگر این‌که مانند ده سال گذشته چاره‌یی نداشته باشند. وقتی تهدیدات بیرونی و خطر سقوط حکومت و بر باد رفتن دستاوردهای ده ساله و تکرار تجربه‌ی تلخ حاکمیت سیاهی و تباهی در میان است، به ناچار حضور نیروهای ایالات متحده و دیگران را مانند این ده سال در خاک خود می‌پذیرند. ناگزیر از سیاهی و تاریکی یکی را باید پذیرفت که راه سومی در میان نیست.

ایالات متحده امریکا در آستانه‌ی خروج نیروهای نظامی خود از افغانستان، می‌خواهد به حضور و نفوذ خود در چوکات پیمان راهبردی و توافق‎نامه‌ی امنیتی در کشور ما ادامه دهد؛ برای رقابت و ستیز با کشورهای بزرگ آسیایی مانند چین و روسیه و هند و ایران می‎خواهد افغانستان را تبدیل به پایگاه نظامی خود بسازد. برای جلوگیری از مخالفت مردم افغانستان و جلب رضایت افکار عمومی در افغانستان و جهان، وضعیت سیاسی و امنیتی پس از 2014 را تیره و تار نشان می‌هد.

پس آن‌چه در رسانه‌ها و مجامع بین المللی و یا توسط افراد در مورد حوادث پس از 2014 بیان می‌شود، نباید موجب نگرانی مردم گردد؛ زیرا بسیاری از این تحلیل‌ها با انگیزه‌ها و اهداف سیاسی خاص بیان می‌شود و کاسه، نیم کاسه در خود دارد.

  در افغانستان بازیگران زیادی خارجی و داخلی در حال بازی کردن هستند؛ نوع بازی، اهداف و کامیابی و ناکامی هرکدام از آن‌ها می‌تواند در آینده‎ی کشور ما تعیین کننده باشد. بازیگران غربی در این موضوع نقش مهمتری دارند. مهمترین و اصلی‌ترین نقش آنان آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان است؛ اگر کشورهای غربی به خصوص ایالات متحده امریکا با صداقت، دلسوزی و گذاشتن امکانات لازم، به آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی کشور ما بپردازد و افغانستان را قربانی رقابت‌ها و قدرت‌طلبی‌های بین المللی و منطقه‌یی خود نسازد، و نیز ایالات متحده کشور پاکستان را متقاعد سازد که از حمایت مخالفان مسلح دولت افغانستان دست بکشد؛ در آن صورت نیروهای امنیتی افغان قطعا دست بالاتری نسبت به مخالفات خواهد داشت و وضعیت کنونی تثبیت خواهد شد. اگر ایالات متحده چنین اراده‌یی نداشته باشد و یا بخواهد افغانستان را قربانی اهداف توسعه‌طلبانه جهانی و منطقه‌یی خود بسازد و از آن به حیث یک برگ در بازی‌های سیاسی خود استفاده کند و همچنین این کشور، نخواهد کشور پاکستان را به عدم مداخله در امور افغانستان وادار نماید، در آن صورت وضعیت دگرگون خواهد بود و باید در انتظار تهاجم گروه‌ طالبان با حمایت همه‌جانبه اردوی پاکستان باشیم. تصور این که گروه طالبان بتوانند فورا این کشور را تسخیر کنند، یک تصور غلط است؛ افغانستان به آسانی به دوره‌ی سیاه طالبان باز نخواهد گشت؛ اگر اراده‌ی جامعه‌ی جهانی برآن باشد که توسط پاکستان، باردیگر گروه طالبان را بر این کشور مسلط سازد، در آن صورت جنگ‌ها و نزاع‌های داخلی و مداخله کشورهای بیگانه برای یک دوره‌ی طولانی مدت ادامه خواهد یافت و پیش‌بینی فرجام آن نیز کار دشواری است.

حوادث داخلی نیز بر اتفاقات پس از 2014 تأثیر خود را دارد؛ مردم به توانایی حکومت فعلی در ایجاد اصلاحات لازم چندان امیدوار نیستند؛ چشم امید مردم به انتخابات ریاست جمهوری و نتیجه‌ی آن دوخته شده است. اگر انتخابات سالم برگزار شود و رأی مردم از داخل صندوق‌ها برآید و در نتیجه یک حکومت مردمی ایجاد گردد، مردم در پهلوی حکومت ایستاده و نقشه‎های افراط‌گرایان و حامیان‌شان را خنثی خواهند کرد. در این صورت گروه‌های مسلح مخالف و حامیان‌شان کاری نمی‌توانند. اما اگر انتخابات درست برگزار نشود و یک حکومت کارآمد به وجود نیاید، مردم مأیوس می‌شوند و گروه‎های مخالف زمینه بیشتری می‌یابند و مداخلات  خارجی نیز افزایش خواهد یافت.

برخی از نشانه‌ها حاکی از آن است که ایالات متحده می‌خواهد پس از 2014 حکومتی در افغانستان بر سرقدرت باشد که بر سر موضوعات مذهبی، زبانی، سیاسی و فرهنگی با کشورهای منطقه در نزاع دایمی به سر ببرد. به همین دلیل نیازمند حمایت‌ جدی ایالات متحده باشد و این کشور بتواند از دولت افغانستان به شکل یک ابزار بر قدرت‎های بزرگی چون روسیه، چین، هند و ایران فشار بیاورد و منطقه را به نفع منافع ملی خود کنترل کند.