غروبِ آفتابی تافته بر جهان
26 آذرماه برابر است با درگذشت شاعر و عارف اندیشمند جهانی مولانا جلال الدین محمد بلخی. این مناسبت را بهانه کرده سخنی درباره او و اندیشه ها و پیام هایش به میان آورده ایم. چه این که سخن گفتن از مولانا، سخن فرودین را فرازین می کند. اندیشه ها را به اوج می برد و پیام ها را انسانی و معنوی می سازد. یادآور می شوم که این نوشته به بهانه خاموشی جسم او نگاشته شده است؛ از سرگذشت زندگی او در جای دیگری سخن گفته ایم.[1]
مولانا جلال الدین محمد بلخی در ششم ربیع الاول سال 604 ه.ق. در شهر تاریخی و باستانی بلخ چشم به جهان گشود. یازده یا سیزده ساله بود که همراه با پدر و خانواده اش تن به مهاجرت و آوارگی داد و شهر و دیار خود را به قصد سرزمین امن تری ترک کرد. این خانواده پس از گشت و گذار بسیار در سال626 ه.ق. در شهر قونیه مرکز حکومت سلجوقیان آسیای صغیر آرام گرفتند.
مولانا در قونیه، سال هایی بسیاری درس خواند، درس داد، پیشوایی مذهبی مردم را به عهده گرفت، فتوی صادر و به مشکلات مذهبی مردم رسیدگی کرد. در سال های پایانی عمر خود عاشق شد؛ عاشق شمس تبریزی در ظاهر اما درواقع عاشق یگانۀ بی مانند هستی. و بعد آثار خودش را آفرید؛ دیوان غزلیات، مثنوی معنوی و دیگران. آثاری بی بدیلی که پس از گذشت هفت قرن از عمر آن ها هنوز داروی بسیاری از دردها و افسردگی های معنوی انسان می باشد. انسان مدرن و پسامدرن، با دلزدگی از پیشرفت های مادی و خستگی از زندگی ماشینی، مولانا و آثار او را داروی روح و روان خود تشخیص داده است.
اما آدمی را گریزی از مرگ نیست؛ _ هرکه می خواهد باشد _ چه این که گفته اند در درون هر زندگی، مرگ آرمیده است. زندگی بدون مرگ آفریده نشده است؛ مرگ همراه و هم زمان با زندگی به وجود می آید؛ همراه با او رشد می کند، با او در می افتد و سرانجام مرگ، بر زندگی فایق می آید، او را به زمین می زند و به عمرش پایان می دهد.
با این که مولانا عمر زیادی نکرده بود اما رنج و درد بسیاری کشیده بود؛ آوارگی و بیش از شانزده سال بی ثباتی و گردش در شهرهای مختلف، رنج های فروان عشق؛ هم در وصل آن و در فصل و جدایی از شمس و نیز پدید آوردن آثاری بی مانند در کمیت و کیفیت، غبار پیری و بیماری برچهرۀ زرد و تکیده و نزار مولانا نشانده بود. انگار آن عاشق دلسوخته شصت و هشت سال زندگی را برای رسیدن به چنین روزی تحمل کرده بود. او حالا در آستانۀ دوست قرار داشت.
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است