بلخاب؛ جزیرۀ دین و دانش - 2

بلخاب؛ جزیرۀ دین و دانش - 2

 طبیعت بلخاب

 دامنه رشته کوه بابا از مناطق مرکزی به طرف شمال کشیده شده است و تا نزدیک بلخ ادامه می یابد. در فراز و نشیب های مختلف این رشته کوه سربه فلک کشیده، یک درۀ تاریخی و در عین حال طولانی وجود دارد. این دره از یکه و لنگ شروع می شود و تا خود بلخ و مزارشریف تداوم پیدا می کند. کسانی که از مسیر چشمه شفا به شولگر یا سنچارک سفر کرده باشند، متوجه شده اند که ولسوالی شولگر در یک درۀ کم عمق واقع شده است. در واقع شولگر و حدود چشمۀ شفا آخر دره ای است که از یکه و لنگ آغاز می شود و به مزارشریف پایان می یابد. طول این دره تقریبا 380 کیلومتر حدس زده می شود. عرض این دره، یک سان نیست، در جایی وسعت پیدا می کند و در جای دیگری تنگ می شود.

بلخاب قسمتی از این دره طولانی و تاریخی است و در حد وسط این دره قرار دارد و شاید عمیق ترین قسمت این دره، بلخاب باشد. پس بلخاب  دره عمیق و درازی است که از سر تا به پایش تقریبا شصت تا هفتاد کیلومتر درازا دارد. به اضافه این که دره های کوچک و بزرگ بسیاری هم در خود بلخاب وجود دارد.

دو طرف این دره، کوه های بلندی است که سر بر آسمان می سایند. در دل این کوه ها، زمین های زراعتی گسترده شده است. ییلاق ها و روستاهای بسیاری هم در لابلای این کوه ها و دره ها وجود دارد که مردمان آن ها به زراعت و دام پروری مشغول هستند.

ادامه نوشته

بلخاب جزیره دین و دانش  ( 1)

بلخاب؛ جزیرۀ دین و دانش

     سرزمین افغانستان به رغم مشکلات و نابسامانی های که در طی سه چهار دهه با آن ها دست به گریبان بوده است، سرزمینی است مردپرور و مردخیز و سرشار از خیر و برکت های فرهنگی و معنوی. هرنقطه ای از این سرزمین را که نام ببریم، یادها و نام های تاریخی و فرهنگی بسیاری را به یاد می آورد. ای کاش می شد در یک پروژه فرهنگی، پژوهشی تمام ولایات و ولسوالی ها و مناطق دور و نزدیک آن را معرفی می کردیم و در یک دایرۀ المعارف جامع در اختیار مردم کشور و جهانیان می گذاشتیم. اما به گفته مولانا جلال الدین محمد بلخی:

آب در یا را اگر نتوان کشید                هم به قدر تشنگی باید چشید

در این نوشته به معرفی ولسوالی بلخاب می پردازیم؛ به این دلیل که بلخاب هم دارای سابقه تاریخی بسیار است و هم شخصیت های برجسته مانند علامه سید اسماعیل بلخی از این نقطه برخاسته اند و هم از لحاظ آب و هوا و طبیعت یکی از مناطق کم نظیر در کشور ماست. در ضمن با این نوشته می خواهم از جهان گردان و هموطنان خود که در فصل تابستان فرصتی برای گردش به دست می آورند، برای بازدید و استفاده از آب و  هوا و طبیعت بکر بلخاب دعوت کنم. از طرفی به حکم این که خود در این ولسوالی زاده شده ام و با آن آشنا هستم، وظیفه خود می دانم که در باره این خطه مرد خیز و زرخیز اطلاعات لازم را در اختیار دوستداران وطن بگذارم و ادای دینی نیز شده باشد.

جغرافیای بلخاب

این منطقه به همین نام در معجم البلدان یاقوت حموی(وفات626ق) آمده است. یاقوت نوشته است: «بلخاب بر وزن خزعال، نام جایی و مکانی است.»[1] 

ادامه نوشته

وحدت ملی و موانع فرهنگی آن  در افغانستان3

2- زبان

چنان که هیچ ملتی از یک نژاد و یک مذهب تشکیل نشده، ملتی را هم نمی توان سراغ کرد که دارای زبان و گو یش واحدی باشد. اما چند زبانی در یک کشور عامل تفرقه و دشمنی و سبب فروپاشی وحدت ملی نمی شود بلکه تنوع و رنگارنگی بیشتری به وجود می آورد. در کشور ما غیر از زبان های کوچک، دو زبان فراگیر فارسی دری و پشتو وجود دارد که مردم این کشور با آن ها تکلم می کنند. دو زبانی هرگز باعث تنش در میان فارسی زبان و پشتو زبان نمی شود. این دخالت های بیرون زبانی است که با انگیزه های اقتدارگرایانه موجب تنش در میان گویندگان دو زبان گردیده است.

همه می دانند که زبان فارسی در افغانستان یا آریانا و خراسان قدیم از جایگاه ویژه ای برخوردار است. افغانستان با زبان و فرهنگ فارسی در دنیا شناخته می شود. فرهنگ و ادب فارسی از این سرزمین برخاسته و گهواره مفاخر فرهنگی و ادبی و تمدن فارسی خراسان یا افغانستان کنونی می باشد. اما زبان پشتو، زبان یک قوم مهم در کشور ماست که طی قرن ها، حاکمیت سیاسی را به طورسنتی در اختیار داشته است. حاکمان پشتو زبان از موقعیت سیاسی خود سوء استفاده کرده، زبان پشتو را وسیله تداوم حاکمیت خانوادگی و انحصاری خود قرار داده اند. به همین دلیل نیز از، زبان به مثابه ابزار اختلاف و دشمنی در بین مردم کشور استفاده کرده اند.

3-تجزیه طلبی های فرهنگی

ادامه نوشته

وحدت ملی و موانع فرهنگی آن در افغانستان 2

وحدت ملی و موانع فرهنگی آن در افغانستان

                       (قسمت دوم)

 موانع فرهنگی وحدت ملّی           

1- مذهب

در کشور ما تقریبا همه ی مردم مسلمان هستند. دو مذهب حنفی و جعفری به ترتیب بیشترین پیروان را در افغانستان دارند. مذاهب دیگری چون اسماعیلیه، مالکی، شافعی،حنبلی ممکن است پیروان کم شماری داشته باشند که خود جزء یکی از دو مذهب اصلی تسنن و تشیع به حساب می آیند. اختلافات فرقه ای و نزاع های مذهبی با کارگردانی کشورهای استعماری، همان طوری که بر امت اسلامی در سرزمین های مختلف سایه ا فکنده بود در افغانستان نیز از دیرپاترین موانع وحدت و وفاق ملی بوده است. سران حاکم مستبد با تکیه بر یک مذهب و سوء استفاده از آن، مذاهب دیگر به ویژه مذهب جعفری را که دارای پیروان قابل توجهی هستند زیر فشار قرار می دادند. این مذهب تحت فشار در خفا به حیات نیمه جان خود ادامه می داد.

همین جا هم لازم است بگوییم که در روشن ساختن آتش کینه ها و دشمنی های مذهبی، مولوی ها و آخوند های کم سواد، متعصب و تنگ نظر، کم ظرفیّت و کوتاه بین بیش از مردم پیرو این دو مذهب دست داشتند و برای تأمین منافع مادی و وجاهت خود به این آتش هیزم می ریختند. در تاریخ کشور ما به خاطر همین تعصبات کور، خون های بسیاری ریخته شد، اموال فراوانی به تاراج رفت و آبروهای زیادی ریخت که نه با مذهب سنت سازگار است و نه با مذهب شیعه. دردمندانه باید گفت بسیاری از نزاع های ملی و کینه های بین مردم از مساجد و منابر برخاسته و باعث و بانی تفرقه های ملی، مراکز دینی و مذهبی بوده اند. از همین اختلافات نیز دست های پیدا و پنهان دشمنان اسلام نفوذ کرده، کیان کشور و مصالح علیای ملت را مورد تهدید و خطر قرار دادند و اصل دین را تضعیف کردند.

اگر گاهی عالمی دردمند و آگاه از تسنن یا تشیع پیدا می شد و فریاد وحدت طلبی سر می داد، چون با سیاست های تفرقه افگنانه ی رژیم های فاشیستی سازگارنبود، به بند کشیده می شد و یا در هیاهوی برخی ملانمایان جاهل عقب مانده مخدوش می گردید. چنان که علامه آگاه و مبارز سید اسماعیل بلخی حدود چهل سال پیش در قندهار و برای خاموش کردن آتش اختلاف شیعه و سنی فریادزد: « اگرباران ببارد در این کشور هم بر زمین شیعه می بارد و هم برزمین سنی و اگر خشک سالی شود هردو گشنه می مانند .» می دانیم که این منادی وحدت از طرف حکومت وقت و از جانب ارتجاع و متعصبان مذهبی شیعه و سنی مورد تهاجم، تکفیر، زندان و در نهایت مرگ قرار گرفت و فریاد وحدت طلبی او را خفه کردند.

نقش دین در ایجاد وحدت

 

ادامه نوشته