تنهایی و توهم قدرتمندان
آدم قدرتمند از خود بیگانه است. او تمام وجود خود را وقف افزایش قدرت خود می کند؛ تا جایی که خود نیز تبدیل به ابزاری می شود كه زمامش در اختیار قدرت است ، به هرجا که بخواهد او را می برد.
فرد قدرتمند از همه چیز غافل میشود و این غفلت از خود او شروع میشود و آرام آرام به همه کس و همه جا می رسد. او دیگر خود را نمی بیند، خود را نمی شناسد. جایگاه خود را در جهان و در جامعه تشخیص نمی دهد. دقیقا او کسی میشود که در زبان عامیانه دیوانه قدرت می گویند. کلمه دیوانه وضعیت او را به خوبی بیان می کند.
غرور، خود برتر بینی، خود خواهی و زندگی با توهم از پیامدهای اولیه قدرت طلبی است. قدرتمند تا چشم باز میکند، خود را می بیند و در واقع نه خود را که قدرت را میبیند. او تبدیل به قدرت شده. دیگر نه اراده ای دارد، نه احساس و عاطفه انسانی در او مانده و نه توان دیدن خود و دیگران را . او چنان میاندیشد، احساس میکند و وارد میدان عمل میشود که قدرت میخواهد و قدرت هم که همواره خواهان تراکم و افزایش است. قدرت موجودیت و داوم و بقای خود را در افزایش روز افزون خود و نابودی دیگران می بیند. اين معناي قدرت است.
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است