جرگه مشورتی صلحی که به ابتکار رئیس جمهور افغانستان در هفته گذشته در کابل برگزار گردید، یکی از فراوان حوادثی است که حرف و سخن ناگفته بسیار دارد. اول از همه باید بدانیم که وعده برگزاری این جرگه یکی از تبلیغات و کمپاین های محترم کرزی در زمان انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته بود. در آن زمان کرزی برای کسب آرای بیشتر مردم و پیروز شدن بر رقبای انتخاباتی خود به مردم افغانستان وعده داد که اگر به او رأی دهند، صلح با مخالفان مسلح را برای مردم به ارمغان خواهد آورد.

گرچه در همان زمان نیز مردم افغانستان می دانستند که اولا کرزی نمی تواند کبوتر صلح باشد، کسی که یک طرف جنگ نه ساله به حساب می آید، چگونه می تواند به این سادگی کالای خونین را از خود دور و کالای سپید صلح را بپوشد؟ ثانیا اگر هم این صلح آوردنی باشد، جنگ نه ساله را نمی توان با برگزاری یک جرگه مشورتی به صلح تبدیل کرد.

این دَین به گردن کرزی صاحب مانده بود؛ اما او پس از انتخاب دوباره به ریاست جمهوری، گرفتار مشکلات دیگری گردید؛ از جمله وعده های بسیاری که به مردم و جامعه جهانی سپرده بود یکی از بین بردن فساد اداری و آوردن اصلاحات و ظرفیت سازی برای دولت بود. در این قسمت نه تنها موفق نبود که با آمدن دوباره کرزی، فساد اداری، چون اختاپوسی از نو به جان مردم هجوم آورد.

کرزی اکنون در میان صدها ناکامی و شکست محاصره شده و نه جوابی برای مردم دارد و نه برای جامعه جهانی. محترم کرزی اکنون چون غریقی است که از سر درماندگی به طرف هر خار و خاشاکی دست دراز می کند، به امید نجات. جرگه مشورتی صلح یکی از همان خار و خاشاک های بی ریشه ای بود که رئیس جمهور به آن دست انداخت؛ شاید غرق شدن خود را اندکی به تأخیر بیندازد؛ اما دیدیم که از آن هم چیزی به دست نیامد.

جرگه مشورتی صلح آقای کرزی از جنبه های مختلف قابل بررسی و نقد است؛ در برنامه ریزی ها، اهداف، مهمانان دعوت شده، موضوعات مورد بررسی، جایگاه قانونی، قطعنامه پایانی و ... ما در این فرصت کم به هیچ کدام کاری نداریم، می خواهیم اشاره کنیم که جرگه تا چه اندازه در تأمین اهداف خود نزدیک شده است.

هدف اصلی جرگه مشورتی یافتن راه های صلح با مخالفان دولت در مشوره با سران و بزرگان کشور بود. اول از همه شرکت کنندگان جرگه بیشتر اعضا و کارگذاران خود دولت بودند؛ سران اقوام و گروه ها از مناطق مختلف کشور در آن حضور ناچیز داشتند. حتی حامیان و اعضای منتقد دولت کرزی مانند جناح داکتر عبدالله، جنرال صاحب دوستم، آقای محقق و برخی از احزاب حامی اما منتقد دولت در آن شرکت نکردند و آن را بی فایده خوانده، شرکت در آن را ضیاع وقت دانستند. وقتی آقای کرزی نتواند نظر مساعد حامیان منتقد خود را که در دولت نیز حضور دارند جلب کند، چگونه می تواند نظر جنگجویان طالب و حزب اسلامی را با اهداف جرگه صلح همراه نماید؟

دوم این که در این هدف آقای کرزی و برگزار کنندگان جرگه سر بی صاحب تراشیدند؛ به این معنا که طالبان و حزب اسلامی پیش از برگزاری جرگه مخالفت خود را با آن اعلام کردند؛ طالبان آن را یک برنامه امریکایی خواند و حزب اسلامی در یک اقدام جسورانه در اولین ساعات برگزاری جرگه، با پرتاب چند موشک، نظر خود را درباره آن اعلام کرد و آن را یک بازی بی معنا خواند.

جالب این است که از مهمترین بندهای قطعنامه پایانی جرگه یکی آزادی زندانیان مخالفان و دیگری حذف نام سران طالبان و حزب اسلامی از لیست سیاه شورای امنیت ملل متحد و امریکا و برخی کشورهای اروپایی می باشد. آقای کرزی در گذشته نیز طالبان را از زندان های خود آزاد کرده است؛ اما ثابت شده است که همان زندانیان آزاد شده، کمربند انتحاری بسته پس به جنگ مردم آمده و در کشتار و ویرانی کشور کوشیده است.

کسی نیست که از محترم کرزی بپرسد که شما با که صلح می کنید؛ با گروه های که در پشت خیمه جرگه، راکت های خود را به سوی جرگه صلح نشانه گیری کرده اند؟ با کسانی که شما و اعضای جرگه و برنامه های آن را توطئه امریکایی می دانند و تا خروج نیروهای خارجی از کشور حاضر نیستند با شما روی یک فرش بنشینند؟ با کسانی که حاضر نیستند در قدرت شریک شوند بلکه قدرت را کامل می خواهند؟ با کسانی که ثابت کرده اند اگر به قدرت برسند قشرهای مختلف اجتماعی از جمله زنان را قربانی می کنند و آزادی های سیاسی و اجتماعی را از بین می برند؟

آقای کرزی! به نظر ما بهتر آن است که شما به جای این همه پرداختن به صلح با مخالفان که نتیجه آن همیشه تیره شدن جنگ بوده است، فریاد سی میلیون افغان فقیر، بیکار، گرسنه و آواره را بشنوید، اندکی به مشکلات و گرفتاری های ملت برسید، کمی از این پول های که در جرگه های بی حاصل امن منطقه ای و جرگه مشورتی صلح به جیب این و آن می رود، برای مردم گرسنه وطن خرج کنید. بیایید صادقانه با فساد اداری و دیگر نابسامانی های دولت خود مبارزه کنید. قطعا نتیجه بهتری به دست خواهید آورد که رضایت مردم و حمایت آنان از دولت می باشد و آن گاه مخالفان دولت تنها مانده مجبور به صلح خواهند شد. به نظر ما راه صلح این است و چاه آن است که شما می روید.