حکایت رفاقت و رقابت بزرگان
آقای نور و آقای دوستم در حال حاضر نیز دو شخصیت مهم کشور به حساب میآیند و در حوادث بعدی کشوری، هیچ طرف داخلی یا خارجی نمیتواند جایگاه آنان را انکار کند. با این تفاوت که والی بلخ، با اینکه در این یازده سال در رأس امور اجرایی انجام وظیفه میکرده، اما محبوبیت خود را کم و بیش خصوصا در شمال کشور حفظ کرده است. ولی جنرال صاحب دوستم با نزاعهای که با رقبای خود در میان ازبکها و ترکمنها داشته، محبوبیت سابق خود را با خطر کاهش مواجه ساخته است.
2- در دورهی جهاد و دورهي حکومت مجاهدین، این دو جنرال و حاج محمد محقق، در ولایات شمالی دوش به دوش با هم رفیق و رقیب بودند؛ گاهی در پهلوی هم دست به یک کاسه داشتند و گاهی هم رو به روی هم دست به ماشه بودند وسایهی همدیگر را با تیر میزدند. خوانندگان روزنامه شاید هردو نوع این وقایع را به یاد داشته باشند.
دیدار روز شنبه استادعطا و جنرال دوستم برای کسانی که آن حوادث تلخ را به یاد دارند بیشتر تأمل برانگیز است. مردم این سوال را مطرح میکنند که آیا این دیدار از نوع همان رفاقتها و رقابتهای گذشته است که امروز دست به کاسه و فردا دست به ماشه بود یا اینکه رهبران ما در این سالهای سرشار از حوادث تلخ و شیرین و به زمین خوردنها و برخاستنها، عبرت لازم را گرفتهاند؟ دیگر آن بازیهای کودکانه و سخت تباه کننده را تکرار نخواهند کرد؟
3- اکنون جنرال دوستم در پهلوی حاج محمد محقق و احمدضیا مسعود عضو اصلی جبهه ملی است که از سه قومیت تاجیکها، هزارهها و ازبکها تشکیل شده است. نفوذ مردمی و امید اصلی جبهه ملی ولایات شمال کشور است؛ این جبهه هرگاه به مردم نیاز داشته باشد، ناگزیر، به مردم ولایات شمال روی میآورد. در این صورت رفاقت استادعطا و جنرال دوستم نمیتواند زیاد تداوم پیدا کند و ممکن است زود تبدیل به رقابت شود؛ چنانکه در آغاز تشکیل جبهه ملی، رهبران سهگانه جبهه برای نشان دادن جایگاه مردمی خود به شمال آمدند، در چندین ولایت شمال تجمعات مردمی برپا کردند؛ اما در شهر مزارشریف و ولایت بلخ ظاهرا استادعطا اجازهی برگزاری چنین نمایشی را به رهبران جبهه ملی نداد. از سوی دیگر در این سالها نفوذ سنتی جنرال دوستم در میان ازبکها رو به کاهش بوده است و رهبران جوانتری که خود را با شرایط جدید بهتر عیار میکنند، قصد دارند جایگاه مردمی او را تصاحب کنند.
4- اما استادعطا در میان رهبران جهادی کم مانند است؛ او نفوذ و سیطرهی خود را نه تنها در شمال حفظ کرده که پس از شهادت استادربانی، حتی در رقابت با دیگر رهبران تاجیک مانند مارشال فهیم، داکترعبدالله، احمدضیا مسعود، محمد اسماعیل خان و صلاح الدین ربانی میخواهد از آنان پیشی بگیرد. اکنون او خود را با صلاحیتترین شخصیت تاجیک و یکی از رهبران مهم کشور به حساب میآورد. به همین دلیل در خود صلاحیت رهبری حزب جمعیت اسلامی و ریاست جمهوری کشور را میبیند و احتمال کاندیداتوری خود را در انتخابات ریاست جمهوری اعلام میکند.
5- اکنون باید ببینیم که دیدار دو شخصیت مهم به چه معناست؛ به گفتهی رسانهها این دیدار در ارتباط به انتخابات ریاست جمهوری بوده و پیرامون این موضوع مذاکره نیز شده است. در این مورد دو گزینه را میتوان مطرح کرد؛ اول اینکه جنرال صاحب به نمایندگی از جبهه ملی به دیدار استادعطا آمده باشد. پرسش این است که آیا جبهه ملی، با استادعطا ائتلاف میکند؟ در این صورت استادعطا به نمایندگی از حزب جمعیت به میدان خواهد آمد یا به عنوان یک شخصیت؟ چنین گزینهی بعید به نظر میرسد، زیرا گمان نمیرود که استادعطا راه خود را از جمعیت اسلامی جدا و با جبهه ملی ائتلاف کند. اما اگر ائتلاف جبهه ملی و جمعیت اسلامی مطرح باشد، جنرال دوستم با صلاح الدین ربانی دیدار میکرد که فعلا سرپرست جمعیت اسلامی است. از این هم که بگذریم استادعطا کاندیداتوری خود را در انتخابات اعلام کرده است و جبهه ملی هم قطعا کاندیدای خود را خواهد داشت.
گزینهی دوم این است که موقعیت سیاسی و جدیت استادعطا در انتخابات ریاست جمهوری، جنرال دوستم را به سوی او کشانده است. اگر استادعطا بتواند به هرشکلی رقبای خود را در ائتلاف شمال برای کاندید شدن خودش متقاعد کند، به یقین یکی از کاندیداهای جدی انتخابات خواهد بود. اگر این احتمال درست باشد، جنرال دوستم برای ائتلاف با یک کاندیدای مهم با استادعطا دیدار کرده است؟ آیا وسوسهي پست معاونت ریاست جمهوری او را به این ملاقات کشانده است؟ چنانکه در مورد نزدیک شدن حاج محمد محقق به برادر کرزی شایعاتی وجود دارد. در این صورت تکلیف جبهه ملی چه خواهد شد؟ آیا دیدار جنرال دوستم و استادعطا، پایان کار جبهه ملی را رقم خواهد زد؟ حوادث روزهای آینده پرده را از روی برخی از واقعیتها کنار خواهد زد.
در هر صورت ما این دیدار را به فال نیک میگیریم؛ هم از این جهت که مذاکره و تفاهم رهبران شمال، میتواند پیامآور امنیت و صلح و آرامش در شمال باشد، هم به خاطر اینکه کشور ما پس از سه دهه طوفان حوادث، اختلافات و درگیریها، نیازمند اجماع ملی و تفاهم همهی جوانب میباشد.
از جانب دیگر بزرگان باید در نظر داشته باشند که سال 2014 فرا میرسد، گروههای افراطی و تروریسم بین المللی و حامیان جهانی و منطقهی آنان لحظه شماری میکنند تا باردیگر از کشتهها پشته بسازند و از خون ملیتهای محروم، آسیای اهداف پلید خود را بچرخانند. برای مقابله با تهاجم تاریکی و تباهی، آیا آمادهگی لازم نیست؟
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است