لبیک !

 

لبّیک !                                      

 ماه ذی حجه از میان ماه های سال قمری، ماه حج ابراهیمی است. در دهم این ماه عید قربان است و در هجدهم آن عید غدیر، عید ولایت و شایسته سالاری. به بهانه فرا رسیدن عید خجسته قربان و برگزاری گنگره بزرگ مسلمانان جهان در مکه سخن چند درمیان می گذاریم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

   از آغاز پیدایش انسان تا کنون، در هیچ آیین و مذهبی و از سوی هیچ قدرتی، امکان به وجود آوردن مراسمی چون این همایش وجود نداشته و هرگز هم نخواهد داشت. عظمت این همایش وصف ناپذیر با هیچ بیان و قلم و تصویری ثبت شدنی نیست؛ زیرا بالاتر از هر تعریف و توصیف است. تنها کسانی می توانند آن همه شکوه را درک کنند که آگاهانه در این مراسم حضور یابند. چه این که این شکوه مزه کردنی و چشیدنی و دیدنی است و نه بیان کردنی.

    برای اثبات این سخن می توان به خاطرات و سفرنامه های حج که توسط نویسندگان و فاضلان اهل اندیشه نوشته شده مراجعه کرد. این سفرنامه ها برای کسی که آگاهانه خود این مراسم را چشیده، نه حرفی برای گفتن دارد و نه مزۀ برای چشیدن. حتی خود آنان نیز به ناتوانی خود در ثبت آن مراسم اعتراف کرده اند و خود را خسی در میقات و غریبی در برهوت نامیده اند.

 این ویژگی ها را در کدام مراسم و مکان تاریخی یا مذهبی می توان پیدا کرد؟

1- زیارت و دیدار هیچ مکانی، هر اندازه مهم، در طول عمر برای انسان واجب نیست مگرخانه خدا و مکه مکرمه.

2- تنها مکان امن روی زمین شهر مکه است که همۀ موجودات حتی حیوانات هم آن جا در امان هستند و هیچ کس حق ندارد حتی موچه ای را آزار دهد، یا شاخۀ درختی را بشکند و یا گیاهی را لگد مال کند.

3- هدف از دیدن اماکن و آثار تاریخی در سراسر جهان به خاطر جاذبه های ظاهری و تاریخی و پی بردن به قدرت و هنرنمایی گذشتگان و نشانه های تمدن و فرهنگ ملل جهان است. اما به عکس حضور در مکه و مدینه تنها و تنها انگیزه های معنوی دارد که تبلور آن را می توان در مواقف و مشاعر با دیدن نشانه های الهی و اوج عبودیت بنده در برابر خالق، رهایی انسان از همه چیز و همه کس حتی خودش، پیوستن او به خدا و ابدیت کاملا احساس کرد.

4- مکان های تاریخی یا زیارتی دیگر را ممکن است برای دیدار بزرگان و مهمانان ویژه خلوت کنند و درمیان بازدید گنندگانش تفاوت های وجود داشته باشد اما در مکه و حرم امن الهی همۀ مهمانان ویژه هستند، شاه وگدا، عالم و جاهل، دارا و ندار، قوی و ضعیف همه باهم و مثل هم با یک لباس و در یک صف و یک شعار در گرد خانه ای که خود نمادی از معبود و معشوق است، می چرخند و به راز و نیاز می پردازند. هیچ انسان بی نیازی در آن جا دیده نمی شود. همه اشک نیاز به صورت دارند و دست ناتوانی به سمت آسمان.

ادامه نوشته

شهید کاظمی و ساختارکلنگی جامعه

شهید کاظمی و ساختار کلنگی جامعه

                                                                                                               

 « هرکس از این  حکایت بتواند دانست این چه بزرگان  بوده اند

 و همگان برفته اند و از ایشان  این نام نیکو یادگار مانده است و

 غرض من از نبشتن این اخبار آن است تا خوانندگان را فایده ای

 به حاصل آید و مگر کسی را این به کار آید.» ( تاریخ بیهقی/ 221 )

اگرتاریخ معاصر کشورمان افغانستان را مطالعه کنیم به این واقعیت بسیارتلخ و ناگوار  می رسیم که هیچ کدام از زمامداران این کشور یک قدم به سوی رفاه و سازندگی و صلح و امنیت برنداشته اند. تاریخ معاصر ما با خون و جنایت نوشته شده. پادشاهی با حمایت قدرت های خارجی به قدرت تکیه زده در حالی که کمترین استعداد و لیاقت و توانایی برای رهبری را نداشته است. با استفاده از چوب و چماق و سرنیزه هایی که به دستش افتاده کمترین اعتراض وصدای مخالف را در گلو خفه کرده است. با عقد قرارداد های خائنانه یا بخشی از کشور را به خارجی ها تحویل داده و یا منافع مردم کشور خود را درقبال گرفتن حمایت آن ها به آن ها بخشیده و دربدل آن برسرقدرت مانده است. این سیستم که ترکیبی از استبداد داخلی واستعمار خارجی است، واقعیت تلخ تاریخ معاصرماست.

  در این سیستم، پیشرفت مادی و معنوی کشور قربانی حفظ قدرت توسط حاکمان نادان و نالایق و منافع استعماری شده است. می دانیم که نیروی انسانی با استعداد و کاردان بزرکترین سرمایه یک کشور است. و نیز می دانیم که خاک سرزمین ما عقیم نیست و در گذشته های دورتر خود ثابت کرده است که می تواند بسیار پربار و پرثمر باشد. برخی ازنوابغ حکمت و ادب و عرفان و دانش  از همین خاک برخاسته اند و امروزه مقبولیت جهانی یافته اند. پس چرا ما در تاریخ معاصر خود نیروهای توانا و کاردان نداریم ؟ و اگر داریم چرا حال و روز ما بهتر از این نیست؟

  

ادامه نوشته