نکته اول: برخی از تحلیل گران بر این باور هستند که ایالات متحده حادثه 11 سپتامبر را خود به وجود آورد؛ برج های دو قلو را منفجر کرد تا برای حضور مستقیم در خاورمیانه و افغانستان مشروعیت لازم را فراهم نماید. هدف عمده ایالات متحده حضور درازمدت در منطقه بود؛ اما در سال های اخیر و در پی ناکامی های خود در جنگ با تروریسم، افکار جهانی و مردم ایالات متحده، رهبران این کشور را تحت فشار قرار داده که یا جنگ با تروریسم را به یک نقطه مشخص برساند و یا از افغانستان خارج شود. افکار عمومی در خود ایالات متحده به شدت برضد این جنگ و هزینه های آن تحریک شده است. از طرفی مردم افغانستان از عملکرد ایالات متحده سرخورده و ناامید شده و حضور درازمدت این کشور در افغانستان را نمی پذیرند. کشورهای همسایه افغانستان و نیز قدرت های منطقه ای مانند روسیه و چین و هند با حساسیت فراوان با حضور ایالات متحده مخالف هستند.

اکنون ایالات متحده به هر دری می زند و هر امتیازی را حاضر است بدهد تا بتواند قرارداد استراتژیک با افغانستان را امضا و برای ماندن درازمدت پایگاه های خود تضمینی به دست آورد.

نکته دوم این که ایالات متحده در آستانۀ انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری قرار گرفته است. اوباما جز کشتن اسامه بن لادن هیچ افتخاری ندارد که برای جلب توجه رأی دهندگان امریکایی به میدان بیاورد. در مقابل نقاط ضعف اوباما زیاد است؛ او نه تنها در برابر برنامه انرژی هسته ای جمهوری اسلامی ایران عقب نشینی کرد که بسیاری از متحدین خود را در خاورمیانه نیز از دست داد. خاورمیانه که تایک سال پیش حیاط خلوت ایالات متحده بود، اکنون با بیداری اسلامی و بهار عربی خود به آتشفشانی بر ضد ایالات متحده تبدیل شده است. اوباما می خواهد مذاکره و صلح با گروه طالبان را برای خود امتیاز و پروندۀ موفقیتی درست کند تا بتواند در انتخابات این کشور دستاویزی داشته باشد.

و اما آنچه که طالبان ممکن به دست آورده باشد کدام است؟ جوبایدین معاون اوباما در یک اظهار نظر عجیب گفته که طالبان دیگر دشمن ایالات متحده نیست؛ نام رهبر این گروه از لیست سیاه این کشور حذف شده و مذاکره با این گروه جریان دارد؛ زندانیان طالب از گوانتونوما به قطر و افغانستان انتقال می یابد؛ دفتر این گروه در قطر ایجاد و به رسمیت شناخته می شود.

از همه مهمتر طرحی است که جنرال دیوید پترائوس فرمانده سابق نیروهای امریکایی و رئیس فعلی سازمان سیا ارائه داده است. یک بخش از این طرح که به رسانه ها درز کرده این است که حکومت بر جنوب افغانستان به گروه طالبان واگذار شود و مرکز و شمال در اختیار گروه های دیگر بماند. این طرح چند پهلو می تواند تهدیدی برضد کشورهای همسایه افغانستان به خصوص کشور پاکستان و جمهوری اسلامی ایران نیز باشد. زیرا در این صورت گروهی بر منطقه وسیع پشتون نشین حکومت می کند که رابطه گرم با ایالات متحده دارد و به لحاظ بین المللی به هیچ میثاقی پایبند نیست. این گروه می تواند با گروه های تندرو طالب در پاکستان متحد شده مناطق پشتون نشین دو طرف مرز را ناآرام بسازد. این طرح اگر عملی شود، خطر تجزیه افغانستان و پاکستان را در پی خواهد داشت که کشوری به نام پشتونستان از درون آن سر درآورد. در این صورت ایالات متحده با یک تیر چندین نشان زده است؛ ناامنی و تجزیه پاکستان، ناامنی برای جمهوری اسلامی ایران، مشغول کردن طالبان با کشورهای منطقه ودولت مرکزی افغانستان از این اهداف خواهد بود. در این صورت ایالات متحده با ریختن هیزم بر این آتش می تواند آن را روشن نگه دارد.