نكته اساسي كه بايد روي آن تأمل صورت بگيرد و دانش ديرينه شناسي كشورمان آن را به عنوان يك حقيقت انكارناپذير ثابت مي‌كند اين است كه در هر مقطع تاريخي كه مردم افغانستان در پهلوي هم قرار گرفته با وحدت به ميدان آمده اند، بدون ترديد پيروز و سربلند بوده اند. نمونه‌هاي بسياري براي اثبات اين واقعيت مي‌توان مثال داد. در28 اسد 1298 خورشيدي  مجاهدان و آزادی خواهان از سراسر افغانستان و از تمامی اقوام در برابر نیروهای انگلیسی که مجهز به توپخانه و هواپیما بودند جنگیدند. این نبرد که نتیجه آن استقلال افغانستان و اخراج نیروهای بیگانه از این کشور اسلامی بود، از بزرگ‌ترین حماسه‌های ملی و اسلامی و یکی از افتخارات جاودانه افغان‌ها محسوب می‌شود.

در مبارزه مردم بر ضد اشغالگران اتحاد جماهير شوري، باز هم وحدت و همدلي و همراهي مردم، پيروزي را به چنگ آورد. كشور را از چنگال خرسان قطبي رهايي بخشيد و گروه‌هاي جهادي و مبارز را به قدرت رساند.

در شرايط كنوني با تأسف هم در مورد استقلال كشور اما و اگرهاي بسياري وجود دارد؛ پدران ما در سه جنگ خونين و دادن جان‌هاي عزيزشان، انگليس را از كشور بيرون كردند و استقلال كشور را به زور از چنگ استعمار پير گرفتند، اما امروز ما شاهد حضور مقتدرانه و استعماري انگليس با همان سياست‌ها، در كشورمان هستيم. اكنون تنها انگليس نيست كه با اهداف شوم استعماري در كشور ما جولان مي‌كند بلكه امريكا بزرگترين كشور استعماري جهان با اهداف سياه و پنهان و آشكار خود و اقمار خود در اين كشور حضور استعماري دارد.

واقعيت اين است كه ما خيلي مي‌خواهيم برخود بقبولانيم كه كشورهاي غربي دوستان ما هستند و براي كمك به ما و نجات ما از سياهي و تباهي طالبان و القاعده به اين سرزمين آمده اند؛ اما با تأسف عملكرد ده ساله اين كشورها برخلاف باور ما مي‌باشد. كشورهاي غربي به ويژه امريكا و انگليس برنامه‌هاي استعماري خود را در قالب بشردوستانه در كشور ما پيگيري مي‌كنند. باوجود اين نمي‌دانم چگونه مي‌توان در وضعيت كنوني از استقلال كشور سخن گفت؟ استقلال كامل با تعامل مثبت با دنياي امروز قابل تعريف است و كشوري كه بدون داشتن وابستگي به قدرت‌هاي جهاني، تعامل مثبتي با كشورهاي جهان داشته باشد و از همه سود ببرد كه كشوري مستقل است.

 پس هميشه در تاريخ اين كشور وحدت و يكرنگي و همراهي مردم، پيروزي را نصيب كرده و ارزش‌هاي از دست رفته را پس آورده است. اكنون وحدت مردم نيز خدشه‌دار شده است. پراكندگي احزاب، اقوام و سمت‌ها خطري است كه بيش از هرچيز ديگري كشور ما را تهديد مي‌كند.

مردم افغانستان تنها با بازسازي وحدت، برادري و همدلي خود مي‌تواند به هر هدف بزرگ برسد. اكنون استقلال از دست رفته ما نيز تنها با وحدت ملي قابل بازيافت است.