ما قرباني كدام معامله مي‌شويم؟!


برگزاري جرگه صلح يكي از گام‌هاي اساسي دولت براي مذاكره و سازش با طالبان بود. در آن جرگه قطعنامه تنظيم شده از جانب جناح دولت به ويژه كساني كه طرفدار سازش با طالبان هستند، به تصويب رسيد. مذاكره با طالبان، آزادي زندانيان طالب و حذف نام رهبران طالب از ليست سياه سازمان ملل برخي از بندهاي قطعنامه ياد شده بود.
در ادامة شتاب بخشيدن به روند سازش حنيف اتمر و امرالله صالح كه هر دو مخالف اين سازش بودند محترمانه از كار خود بر كنار شدند تا جاده سازش و در واقع تسليم كردن قدرت كشور به جناج مسلح مخالف هموار گردد. اين يك واقعيت انكار ناپذير است كه سرنخ طالبان و ديگر گروه‌هاي مخالف در دست كشور همسايه ماست. طالبان از گذشته تا امروز از سوي پاكستان تمويل و تقويت مي شود. شايد گام نهايي براي سازش با طالبان رضايت اين كشور و دادن امتيازات لازم به پاكستان باشد؛ زيرا بدون تأمين منافع پاكستان در افغانستان بر قراري صلح و امنيت در كشور ما بسيار دشوار است. در يكي دو هفته اخير رفت و آمد‌هاي بسياري در بين دو كشور صورت گرفته است. از جمله سفر رئيس استخبارات پاكستان به كابل و رفت و آمد‌هاي مقامات امنيتي آن، همه پس از بركناري امرالله صالح رئيس امنيت ملي كشور، از قضاياي مهم پشت پرده حكايت دارد. در اين هفته زلمي رسول وزير خارجه كشورمان نيز به پاكستان سفر كرد تا مذاكرات و سفرهاي پنهاني و توافقات پشت پرده را علني ساخته به آن مهرديپلماسي تاييد بزند. اين مذاكرات بدون شك با نظر موافق دولت آمريكا و كشور‌هاي عضو ناتو انجام مي گيرد. آمريكا در افغانستان مسلط است و بر سياست‌هاي پاكستان نيز نظارت دارد. اين كه آمريكا چگونه به اين نقطه رسيده خود موضوع مهمي است.

ظاهراً آمريكا در سياست اداره مستقيم افغانستان و جنگ رو در رو با طالبان و نيز در ساختن يك دولت و سياست كار آمد در افغانستان موفق نبوده است و از ادامه اين سياست خسته شده و حتي امكان شكست نظامي و سياسي در افغانستان را پيش بيني مي كند. اكنون به يك چرخش خطرناك دست زده و آن واگذاري سياست افغانستان به پاكستان است. آمريكا مي خواهد به جاي خود پاكستان را در ميدان افغانستان بياورد و خود با يك گام عقب نشيني به طور غير مستقيم پاكستان را كنترل كند و توسط پاكستان، افغانستان را نيز.
اين سياست كه به وسيله سازمان‌هاي امنيتي و مقامات سياسي پاكستان و با جلب رضايت آمريكا طراحي شده، اگر تحقق پيدا كند، فاجعة ديگري در كشورمان رقم خواهد خورد. طالبان و گروه‌هاي افراطي در كشور حاكم شده، افغانستان را به دلخواه پاكستان اداره خواهند كرد.
پاكستان از گذشته‌هاي دور در سياست ها و رقابت‌هاي منطقه‌اي خود، هميشه افغانستان را تحت سلطه خود مي خواسته است. در واقع افغانستان بايد يك كشور منزوي، تسليم بي و چون و چراي كشور همسايه و در تمام امور زندگي خود وابسته به پاكستان باشد. بدون شك هر كشور استعمارگري، كشور زير سلطه خود را ناتوان و لاغر مي خواهد. بدين معنا كه در اين پروژه افغانستان نمي تواند اردو، پليس، اقتصاد، سياست و فرهنگ قوي و متكي به خود داشته باشد. همه چيز اين كشور بايد در اختيار كشور همسايه باشد و منابع و ثروت‌هاي ما توسط آن كشور به غارت برود؛ تا ما هميشه وابسته و ناتوان بمانيم و هوس استقلال و آزادي و پيشرفت را در سر خود نپرورانيم. بهايي كه در اين معامله پاكستان به آمريكا خواهد داد همكاري مؤثر‌تر در مبارزه با تروريسم درمنطقه است. ديگر طالبان و القاعده و ديگر گروه‌هاي افراطي براي آمريكا و اروپا خطري ايجاد نخواهند كرد.