ويژه 24حمل قيام مردم بلخاب
سيدحسين هاشمي بلخابي شاعر و هنرمند شناخته شده از زماني كه دست چپ و راست خود را شناخته با حوادث و مسائل نهضت اسلامي درگير بوده است. او تازه جوان بود و در سال 1357 در تخنيكم نفت و گاز مزارشريف درس مي خواند كه كودتاي هقت ثور رخ داد. هاشمي در جمعي از دوستانش به مبارزه روي آورد، در اواخر سال 57 چند نفر از جمع آن ها توسط رژيم حاكم بر كابل دستگير شد و هاشمي درس را رها كرده به زادگاه خود بلخاب گريخت. بلخاب در آستانه خيزش بود، تب و تاب قيام و مبارزه با رژيم كمونيستي در اوج خود رسيده بود. هاشمي به مبارزه پيوست و تا كنون كه بيش از سي سال از آن زمان مي گذرد برخلاف بعضي ها همچنان مبارز و انقلابي باقي مانده است.
از سيدحسين هاشمي در مورد انگيزه هاي حركت مردم بلخاب در 24 حمل مي پرسم، در جواب مي گويد: «مردم و در رأس آنان علما احساس كردند كه دين و ايمان اسلامي در كشور به خطر مواجه شده؛ كمونيست ها به قدرت رسيده اند و دشمني خود را با دين اسلام اعلام كرده اند. به ياد بياوريم كه در آن زمان نهضت كمونيسم بر نيمي از جهان سيطره داشت و هدف اول حركت كمونيست ها در جهان مبارزه با دين و معنويات بود. اين را مردم بلخاب خبر داشتند و مي دانستند كه اگر حاكميت اين گروه بر كشور تثبيت شود، آن ها ريشه دين و مذهب را مي خشكانند. انگيزه اصلي مردم بلخاب دفاع از دين و كيان ديني شان بود و در اين كار خلوص نيت هم داشتند. كسي كه براي جهاد حركت مي كرد، با زن واولاد خود خداحافظي مي كرد و براي شهادت غسل مي كرد و آماده بود؛ آن هم فقط براي خدا و حفظ دين.»
حاج ... هدايت يكي از مرداني است كه در 24 حمل 58 در قيام مردان بلخاب پيشگام بوده است. او در آزاد سازي بلخاب و دره صوف فعال و تأثيرگذار بوده و هنوز زخم هاي تير كينه دشمن در بدنش باقي است و آزارش مي دهد. هدايت مجروح جهاد است. او را در شهر مزار شريف پيدا كرديم. در كنارش نشستيم و گفتيم و شنيديم. خلاصه از آن را به شما هم گزارش كرده ايم:
آقاي هدايت در مورد انگيزه هاي اوليه مردم براي قيام مي گويد: «دولت جديد دشمني خود را با دين و عالمان ديني آشكار كرده بود و در زندگي شخصي و خانوادگي مردم هم دخالت مي كرد و كارداشت. يك ليست شصت، هفتاد نفري از مركز ولايت آمده بود كه بر اساس آن حكومت بلخاب بايد تعدادي از علما و بزرگان بلخاب را دستگير و به مركز مي فرستاد. در رأس اين ليست آيت ا... عالمي بود. بعضي ها به آقاي عالمي گفتند شما بهتر است مدتي از منطقه خارج شويد. شايد خطر برطرف شود. بعضي ها هم مشوره هاي ديگري به ايشان مي دادند؛ بنده با رفتن آقاي عالمي مخالف بودم. حرف و سخن در اين مورد زياد شد. سرانجام خود ايشان به قرآن استخاره گرفت، قرآن را كه بست گفت: قرآن مي گويد جايي نرو و مردم را بر ضد اين عناصر فاسد حركت بده.»
سيدحسين هاشمي درباره حوادث پس از قيام مي گويد: «پس از آن كه بلخاب از وجود عناصر حكومت كمونيستي پاك شد، علما و قوماندان هاي جهاد جمع شدند و مردم و مجاهدين را به چند گروه اصلي تقسيم كردند: يك گروه به فرماندهي براتعلي خان و تعداد ديگري به سوي شولگره حركت كردند كه هدف شان گسترش جهاد تا شهر مزارشريف بود. اين گروه پس از تصرف امرخ و زارع و آقكپروك سرانجام به شولگره رسيدند و بخش هاي وسيعي از ولايت بلخ را از مزدوران دولتي پاكسازي كردند.
يك گروه ديگر به سرپرستي سجادي گلورز و سيدمحمد زوارعالم زاده كه من هم با آنان بودم به سمت دره صوف رفتند. مردم دره صوف كمي پيشتر قيام كرده بودند اما با شكست مواجه شده و شهداي بسياري دادند و دوباره دولت تسلط پيدا كرده بود. مردم بلخاب به ياري مردم دره صوف شتافتند و اين بار دره صوف را آزاد كردند.
گروه سوم با هدايت سيدمحمدحسن واعظ مسير يكه ولنگ را در پيش گرفتند. يكه ولنگ آزاد شد و بعد مردم به سوي باميان رفتند. گروه ديگركساني بودند كه به سوي استراو رفتند تا به مردم آن جا كمك كنند؛ حاج مراد خان، سيد ابراهيم و عبدالخالق دراين جمع نقش اصلي را داشتند. اما گروه اصلي به طرف سانچارك حركت كردند؛ آيت ا... عالمي و تعدادي از خوانين بلخاب به قصد آزادسازي سانچارك و سرپل و شبرغان از بلخاب خارج شدند. اين گروه تا مركز ولايت سرپل پيش رفتند.»
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است