سپس  تقي واحدي در گزارشي چند دقيقه‌اي خلاصه فعاليت‌هاي يك ساله خانه‌ي داستان بلخ را براي آشنايي بهتر و بيشتر مهمانان خواند. او در اين گزارش به بيست و چند داستاني كه در جلسات دو هفته يك بار اشاره كرد و به نحوه‌ي نقد و نظر بر داستان‌ها. همچنين در انتهاي گزارش از همه‌ي كساني كه طي اين يك سال با خانه‌ي داستان بلخ همكاري كرده بودند و از اعضاي اين خانه اظهار قدرداني و سپاس نمود.

بعد از او نوبت خواندن چند داستان رسيد. «فرخنده آرزو آبي» بانويي كه به تازگي مجموعه داستاني‌اش به نام «پنجه‌هاي سرد» از سوي انجمن قلم افغانستان چاپ شده است، داستاني خواند و سپس يكي ديگر از بانوان نويسنده به نام «نيلوفر نساء».

هنوز هواي شب مهرگان آنقدر سرد نشده بود كه نتوان با شنيدن چند داستان و شعر آن را گرم كرد. پس نامدار از شاعران جوان بلخ، «سهراب سيرت»، «هديه ارمغان»، «شهير داريوش» و... مي‌خواهد با خواندن شعرهايي در حال و هواي اين شب به ياد ماندني از مهمانان پذيرايي كنند.

در نهايت نوبت آن رسيده بود تا نام برندگان آزمون از ميان كساني كه داستان‌شان برگزيده شده بود تا به مرحله‌ي دوم برسد، اعلام شود. نامدار ابتدا به معرفي داستان‌ها و نويسندگاني راخواند كه به اين مرحله راه يافته‌بودند:

داستان «چاقوي ميوه خوري» از «محمد امين محمدي»

داستان « چند حدیث از آیت الله» از « محمد تقي اخلاقي»

داستان « ما دو مترسك بوديم» از « سكينه محمدي»

داستان « دختر دهقان » از « نجيب نجوا»

داستان « میخ هایی که چیزی برای آویختن نداشتند » از « معصومه حسيني»

داستان « پنج متری » از « رحیم الله مهریار »

و گروه داوران شامل؛ « تقی واحدی»، «  جواد خاوري»، « محمد حسين محمدي»، «مريم محبوب» و   داستان « میخ هایی که چیزی برای آویختن نداشتند» از « معصومه حسيني» را شايسته مقام نخست دانسته بودند كه بر علاوه تنديس، مبلغ پانزده هزار افغاني را برنده شده بود.

جايزه دوم هم شامل تنديس يادبود و مبلغ ده هزار افغاني به داستان «ما دو مترسك بوديم.» نوشته‌ي «سكينه محمدي» رسيد و داستان « چاقوي ميوه‌خوري» از «محمد امين محمدي» با دريافت تنديس يادبود و مبلغ پنج هزار افغاني حائز مقام سوم شد.

چون برندگان اول و دوم از خارج افغانستان دراين مسابقه شركت كرده بودند، جوايزشان به صورت نمادين از دست پير پرافتخار كوچه‌هاي فرهنگ بلخ «استاد عمر فرزاد» و سید اسحاق شجاعی  به بچه‌هاي فرهنگي بلخ داده شد تا در فرصت مناسب به دست نويسندگان جوان و خوش قريحه برنده برسند.

بعد از ختم مراسم توزيع جوايز و صرف غذاي شب، فرصتي مناسب پديد آمد تا با گرفتن عكس‌هاي يادگاري خاطره‌ي اين روز را براي هميشه جاودانه بسازيم. تا سال دیگر یاالله و یا نصیب