مرحبا ای بلخ بامی همره باد صبا- 2
به همین سند از امیرالمومنین علی(ع) نقل می کند که مردی خراسانی به حضور حضرت رسید. علی(ع) پرسید: از کجا می آیی؟ گفت: از خراسان. پرسید: از کدام شهر خراسان؟ گفت: از شهر بلخ. حضرت فرمود: «خوش و خرم باد آب و گیاه بلخ که به علم و علما چنان آکنده است که انار به دانه هایش.»[2]
ریاضی هروی در بحر الفواید می نویسد: «در شهر بلخ یک هزار و نود و نه نفر از انبیا و اولیا از جمله حضرت شیث و حضرت ایوب نبی مدفون هستند. زیارت منسوب به حضرت علی(ع) در نزدیکی آن شهر، محل رجوع نیازمندان و دوستداران آن حضرت می باشد. هفته ای نیست که اعجازی از آن ظهور نکند.»[3]
حضرت صابر پیامبر از اهل بلخ و در میدان گشتاسب دفن است. حضرت هابیل و داوود نبی در میدان اصلی شهر بلخ مدفون هستند. حضرت صالح در روستای کَلته، بر در مسجدی دفن شده و در جلوی آن مناری است.[4]
همچنین مزارعکاشه بن محصن الاسدی، صحابی رسول خدا در بیرون شهر بلخ قرار دارد.[5]
از شهر بلخ، دانشمندان و عارفان نامی بسیاری برخاسته اند که در سراسر جهان شهرت دارند مانند ابوعلی سینا بلخی، ابومؤید بلخی، ضحاک بن مزاحم بلخی، مقاتل بن سلیمان بلخی، ابوزید بلخی در حکمت و تفسیر و علوم قرآنی. علمای بزرگی در فقه و لغت و کلام و حدیث داشته است. همچنین زاهدان و عارفانی چون ابوشکور، ابو معشر بلخی، ابوسفیان کثیر بن زیاد، ابراهیم بن ادهم، احمد بن خضرویه، شقیق بلخی، حاتم اصم بلخی و... به گفته سمعانی: «از شهر بلخ علمای زیادی برخاسته اند که قابل شمارش نیستند، چه علما ی متقدم و چه علمای متأخر، همه از صالحان و بزرگان بودند.»[6]
عالم بزرگ شیعه، شیخ صدوق ابن بابوی(م381 ق) به خاطر فشارهای که متعصبان در قم و ری بر او می آوردند و مانع فعالیت های علمی او می شدند، و نیز با هدف گردآوری و پژوهش حدیث و استفاده از علمای بلخ در سال368.ه. ق. وارد بلخ گردید. چه این که او می دانست بلخ مرکز دوستداران اهل بیت و دانشمندان بسیار است. او در قصبۀ ییلاق_ که هم اکنون با همین نام در حومه بلخ موجود است_ به در خواست میزبان خود سید جلیل القدر، سید شرف الدین نعمت الله که از نوادگان امام موسی بن جعفر(ع) و از عالمان آن دیار بود، یک مجموعه فقهی برای مردم منطقه نوشت به نام «مَن لایحضره الفقیه».[7] این کتاب بعدها به عنوان یکی از کتاب های اربعه معتبر مذهب شیعه شناخته شد. از ابن حوقل(م366 ق) نقل شده است: «نجیب ترین مردم خراسان، اهل بلخ اند که در فقه، دین و علوم مختلف سرآمد روزگار هستند. رُبع جمعیت شهر بلخ را روحانیان، فقها، ذاکران و اعضای خانواده آنان، معلمان و طلاب مدارس دینی تشکیل می دهد.»[8]
«بلخ، شهر بزرگ است و خرّم و مقر خسروان بوده است اندر قدیم و اندر وی بنای خسروان است با نقش ها وکارکردهای عجیب و ویران گشته. آن را نوبهار خوانند و جای بازرگانان است و جای بسیار نعمت است و آبادان.»[9]
ناصرخسرو بلخی نیز ضمن تأسف بر ویرانی بلخ، آن را خانۀ حکمت می خواند:
حکمت را خانه بود بلخ و کنون خانه ویران و بخت وارون شد[10]
و در جای دیگر با تلخی می سراید:
ای باد عصر اگر گذری بر دیار بلخ بگذر به خانۀ من وآن جای جوی حال
بنگر که چون شده است پس از من دیار من با او چه کرد دهر جفا جوی بد فعال
[1]- واعظ بلخی، فضائل بلخ / 13
[2]- همان /14.
[3]- ریاضی هروی، بحر الفوائد /47.
[4]- امیرولی بلخی، بحرالاسرار /73.
[5]- ابن بطوطه، سفرنامه /388.
[6]- سمعانی، الانساب 2/304.
[7]7- شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، چاپ بیروت 1/2.
[8]- مهدی رحمانی، تاریخ علمای بلخ 1/71 به نقل از ابن حوقل.
[9]- ابن فریغون، حدود العالم من المشرق و المغرب /99.
[10]- دیوان ناصرخسرو، به کوشش سید حسن تقی زاده/157.
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است