اصلاح دینی و مصلح دینی

 واژه های اصلاح دینی و مصلحان دینی در صد سال اخیر زیاد به کار برده شده است و ما آن ها را در ادبیات دینی، خصوصا ادبیات روشنفکری دینی زیاد شنیده و خوانده ایم. لازم است این پرسش مطرح شود که دین به عنوان یک پدیدۀ آسمانی که سرچشمه ای جز وحی الهی ندارد، چرا و چگونه نیاز به اصلاح پیدا می کند؟ اصلاح دینی به چه معناست و به چه نوع کاری اصلاح دینی گفته می شود؟ مصلحان دینی چه می کنند و در مورد دین چه دغدغه هایی دارند؟

با این که منشأ و مبدأ دین آسمان است و نباید کجی و خطایی در دین وجود داشته باشد که نیاز به اصلاح پیدا بکند اما آموزه ها و پیام های دین آسمانی توسط پیامبران به زمین آورده می شوند و درواقع به نوعی زمینی می شوند. این واقعیت را نیز در نظر داشته باشیم که دین، عام ترین و فراگیرترین پدیده عالم است که تمام اقشار مردم به آن گرایش و سروکار دارند. طبیعی است که چنین پدیده ای نمی تواند دست خوش تغییرات و دگرگونی های انسانی؛ افزایش و کاستی، افراط و تفریط و حتی حذف و اضافه نشود.

از جانب دیگر دین، نسبت به خود، عشق و احساس مردم را بر می انگیزد. در نتیجه دین ورزی به ویژه در میان مردم با احساس و عاطفه بیشتر عجین می شود تا با خردورزی؛ تعصب و یک سو نگری و پذیرش بدون چون و چرا، پیامد طبیعی نگاه عاطفی به هرپدیده ای است. در این صورت دین داری با تعصب بیشتر همراه می شود تا با تعقل و اعتدال.

به دلایلی که به طور گذرا اشاره شد، سرانجام بسیاری از دین داری ها به افراط و تفریط کشیده می شود. بخش های از دین یا آموزه های دینی فربه و بخش های دیگری لاغر و ناتوان؛ جاهایی مورد عشق و توجه و تعصب قرار می گیرد، جاهای دیگری یا کمتر توجه می شود و یا به فراموشی سپرده می شود. مانند این که گاهی در یک جامعه اسلامی، فقه به عنوان بخشی از دین مورد بی مهری ولی اخلاق و عرفان اسلامی مورد توجه زیاد قرار می گیرد. گاهی به عکس مثلا فقه مورد عنایت و حمایت و حتی عشق ورزی می شود و عرفان مورد دشمنی و طرد واقع می گردد.

این ها واقعیت های انکار ناپذیر از تاریخ دین و تاریخ دین ورزی انسان است. در این صورت است که دین به اصلاح احتیاج پیدا می کند. دانشمندان خردورزی که درک و درد و دغدغۀ دینی دارند و از افراط و تفریط ها و دخل و تصرف های ناروا در دین رنج می برند، آستین همت بالا می زنند؛ آنان با هدف حفظ خلوص دین و در عین حال توانایی دین در پاسخ گویی به نیازهای هر زمان، به آرایش و پیرایش دین می پردازند. به این نوع آدم ها مصلحان دینی گفته می شود.

موضوع اصلاحات و مصلحان دینی از مباحث جدی دین پژوهی می باشد که در جای خود باید به تفصیل سخن گفته شود. ما به عنوان مقدمه بحث خودمان، موضوع را این گونه خلاصه می کنیم که وقتی دین زمینی شد و در میان مردم آمد، خطرات انسانی آن را تهدید می کند؛ مانند قشری گری، عوام زدگی، خرافه سازی، تعطیل شدن بخش هایی، فربه شدن غیر ضروری بخش های دیگری، دنیازدگی، التقاط دشمنانه و دلسوزانه، علم زدگی افراطی، سیاست زدگی، در استخدام زر و زور و تزویر درآمدن و مانند این ها مهمترین خطرهایی است که دین را تهدید می کند.

کار مصلحان دینی این است که اصالت و ماهیت واقعی دین را از افراط ها و تفریط ها حفظ کند. کار دیگر آنان این است که با برنامه ریزی های دقیق و لازم، دین را با تحولات هر زمان همراه کند. یعنی دین همیشه پویا و به روز باشد تا بتواند به نیازهای دینی هر عصر و زمان پاسخ دهد. به عبارت کوتاه خلوص و توانایی دین از دغدغه های مصلحان دینی است.

سخن از مصلحان دینی به میان آوردن، همراه است با یادکرد نام بزرگانی چون سیدجمال الدین افغانی، امام خمینی، علامه اقبال لاهوری و محمدعبده و مانند آنان که دغدغۀ اصلاح دینی داشتند.

 بلخی؛ مصلح دینی

 یکی از کسانی که گام در راه اصلاحگری دینی گذاشت و در عمر کوتاه خود عملا در این مسیر راه سپرد علامه سیداسماعیل بلخی بود. گرچه مشکل است بتوان بلخی را به عنوان یک نظریه پرداز در این زمینه معرفی کرد؛ آن هم به این دلیل که هم عمر کوتاه او اجازه چنین کاری را به او نداد و هم بلخی در کشوری درگیر مبارزه بود که باید عملا به میدان می آمد و خود پنجه در پنجه استبداد می زد. با توجه به عقب ماندگی فرهنگی و سیاسی مردم در این کشور، با نظریه پردازی او کاری در افغانستان به سامان نمی رسید.

در عین حال در سخنرانی ها و بیانات و شعرهای او رگه های فراوانی از دغدغۀ اصلاحگری دینی او دیده می شود. بلخی هم به درد جامعه عقب مانده و مریض کشور خود می سوخت و هم دغدغۀ گرفتاری های جهان اسلام را در سر داشت. در همان حال او با پذیرفتن نقش کامل دین در جوامع اسلامی، به شناسایی پیرایه هایی می پرداخت که به اسلام چسبانده بودند. از نظر او همین پیرایه ها بود که مانع نقش آفرینی کامل این دین در جوامع اسلامی شده بود. او به عنوان یک اصلاحگر دینی و اجتماعی در سخنرانی ها و اشعار خود به افشای این پیرایه ها و آسیب های دینی می پرداخت.