محاصره در میان کوه ها

ساعت پنج صبح یعنی پیش از نماز صبح که از تکزار مرکز ولسوالی سنچارک یا از قریه شبوکند در دامنه کوه برخیزی و با اسپ و قاطر و یا الاغ به سمت بلخاب حرکت کنی، تقریبا پانزده تا بیست ساعت فقط رو به آسمان راه پیمایی می کنی. هر یک ساعت یا دو ساعت، یک کوه بلند، چشمان بی فروغت را پر می کند و تن خسته ات را می لرزاند. با خود می گویی: این باید آخرین قله ای باشد که برای رسیدن به بلخاب فتح می کنم. اما وقتی بر فراز آن قله رسیدی قله یا قله های دیگری جانت را به لب می رساند. برجای می ایستی و با نومیدی به آن ها خیره می شوی. چاره ای نیست؛ می خواهی بلخاب بروی باید از این قله ها بگذری.

اگر ورزش کرده باشی و در پیاده روی و کوه پیمایی خبره و شب هم در روستای آب کلان، که در میانه کوه های سر بر آسمان رسانده و در حد فاصل سنچارک و بلخاب است، خستگی گرفته باشی، بر فراز آخرین کوه صعود می کنی، کوه یا گردنه «قم کوتل». فکر نکن که دیگر به بلخاب رسیده ای؛ بلخاب در چشم انداز شماست؛ در یک جایی بسیار دور، بریدگی هایی از یک دره تنگ در پیچ و خم کوه های بلند و سیاه به سختی دیده می شود. آن بلخاب است!

اگر نا امید نشوی و به راهت ادامه دهی، پنج تا هفت ساعت در نشیب کوه های تند، افتان و خیزان بدوی و بیفتی تا برسی به قریه قلعه گک که اولین آبادی مربوط به ترخوج مرکز بلخاب است. و بازهم باید در سراشیبی بروی و بروی تا به مرکز اداری بلخاب برسی. حالا دیگر چیزی به ته دره نمانده است. شاید نیم ساعت دیگر، در قریه دهنه کنار دریای بلخاب باشی. یک گیلاس آب از یکی از چشمه های سر راهت بنوش تا خستگی ها از تنت بریزد.

از سنچارک، پانزده تا بیست ساعت به طرف آسمان حرکت کرده ای تا رسیده ای به یکی از بلند ترین قله های کوه بابا. حالا باید پنج تا هفت ساعت سراشیبی همان قله ها را طی کنی تا برسی به ته یک دره به نام بلخاب.

این جا بلخاب است، آخر جهان، احساس می کنی که زمین دهان باز کرده و تو صدها کیلومتر از کف زمین به ژرفای آن افتاده ای. در دره بلخاب، انسان احساس می کند که از دنیا، از شهر، از افغانستان، از همه جا جدا شده است. جایی آمده است که از این جهان نیست. وارد دنیای دیگری شده است. دنیای زیبا اما بسیار دور از آبادی و شهر و صنعت و پیشرفت.  

از این توصیفات که بگذریم، می گوییم بلخاب دره ای است شبیه دژهای قدیمی؛ یا جزیره ای است که اطراف آن را به جای آب دریا، کوه های بلند احاطه کرده است. ارتباط مردم بلخاب با ولسوالی های همجوار از طریق گردنه های بلند و صعب العبور با سختی بسیار برقرار می شود. مثلا راه اصلی بلخاب به بیرون، از گردنه «قم کوتل» می گذرد که حدود سه هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد. به همین دلیل بسیاری از محصولات بلخاب و میوه های مرغوب و فراوان آن یا به شهرها و بازارهای کلانی مانند مزارشریف نمی رسد و یا با هزینه های گزاف می سد که دیگر نه برای مصرف کننده استفاده دارد و نه  هم برای فروشنده.

در حالی که بلخاب دارای محصولات فصلی و غیر فصلی فراوانی است که در صورت داشتن جاده مناسب و رسیدن به شهرهای بزرگ مانند مزارشریف می تواند در ساماندهی اقتصاد روز کشور بسیار مؤثر و کارساز باشد. مهمترین محصولات بلخاب این ها هستند: جوز، بادام، کچالو، پیاز، انگور، توت، زردآلو، شفتالو، امرود، سیب، سنجد، گندم، جو، چوب و ...

در چهار تا پنج ماه زمستان تمام راه های بلخاب به بیرون، در اثر برف باری و ریزش کوه و برف کوچ بسته می شود و در این مدت ارتباط مردم با خارج از بلخاب قطع است. رفت و آمد با چارپایان هم بسیار دشوار است و به ندرت صورت می گیرد.

در این چند سالی پس از شکست طالبان که پول های کلانی توسط دولت و مؤسسات خارجی و داخلی در کشور هزینه شده، بازهم چیزی به بلخاب نرسیده است، با این که بلخاب در شکست طالبان نقش مؤثر و برجسته داشت و پس از پنجشیر، مرکز مخالفان طالبان بود در عین حال از داشتن یک راه خاکی خامه محروم مانده است.

گرچه آقای محمد حسین فهیمی که در حال حاضر نماینده پارلمان است، با استفاده از کمک های برخی مؤسسات خارجی و داخلی در جهت ساختن سرک های مواصلاتی جدید و پل ها و پل چک ها و نیز ترمیم سرک های سابق فعالیت های مؤثر و گسترده ای داشت اما شکستن محاصره طبیعی بلخاب به بودجه و هزینه کلانی ضرورت دارد که اقدام گستردۀ دولتی را می طلبد تا محاصره طبیعی بلخاب شکسته شود. با تأسف آقای فهیمی هم از آن گاه که بر چوکی نمایندگی تکیه کرده است، انگار بلخاب را از یاد برده است و دیگر به آبادانی بلخاب نمی اندیشد.

می ماند این که به سواد و دانش مردم بلخاب هم اشاره کنیم؛ مردم بلخاب مانند مردم مناطق دیگر کشور بیشترینه از نعمت خواندن و نوشتن محروم هستند. در حال حاضر پنجاه و پنج مکتب ابتدایی، سه لیسه و دو مکتب متوسطه در بلخاب فعال است. تعداد قابل توجهی از جوانان بلخابی با تلاش و پشت کار خود به دانشگاه های کشور به خصوص دانشگاه مزارشریف وارد شده و مشغول به تحصیل می باشند. طبق اظهارات برخی از استادان دانشگاه بلخ، دانشجویان بلخابی از با استعداد ترین و کوشا ترین دانشجویان کشور هستند و آینده روشن و امید بخشی را نوید می دهند.