میراث شهرزاددرافغانستان
این محفل بدون حضورنویسنده برگزارشد. بااین که ازنویسنده دراین محفل دعوت شده بودامابه دلایلی نویسنده کتاب دراین محفل حاضرنشد؛ این دلایل برخی به مسوولان سرای اهل قلم ونوع دعوت آنان بازمی گشت وبرخی به دخالت های ناشرکتاب یعنی شریعتی. متأسفانه ناشرکتاب بدون پرداخت یک قران به عنوان حق التألیف خودرامالک بی چون وچرای کتاب می داند ونویسنده بیچاره را نیزبه هیچ حساب نمی کند. اگرچه پنج سال هم برای آن کتاب زحمت کشیده باشد.
دراین محفل جدای ازنویسنده کتاب ، ازآقایان سیدابوطالب مظفری، میلادبلخی ومحمدجوادخاوری ازنویسندگان افغانستانی نیز دعوت به عمل آمده بودکه به دلایلی که اشاره شدتنهامحمدجوادخاوری درآن حضوریافت ودرباره کتاب صحبت کرد.در این محفل که جمعی از علاقه مندان به ادبیات افغانستان اعم از ایرانی و افغانی گرد آمده بودند، آقایان محمدجواد خاوری نویسنده افغان و عباسلو نویسنده ایرانی، به نقد این کتاب و بررسی ادبیات داستانی افغانستان پرداختند.
میراث شهرزاددرافغانستان در زمانی فراهم گردیدکه نویسندگان افغانی ازجنگ وکشتارهای کوردرکشورشان همگی دردیارغربت پراکنده وسرگردان بودند. برخی درکشورهای مختلف امریکایی واروپایی وبرخی دیگردرپاکستان وایران آواره بودند. درآن زمان نه انجمن وبنیادی بودونه هم حامی ودلسوزی برای ادبیات ماوجودداشت . وحتی روزنه های پیش رونیزتیره وتاروتاریک بود.
وضعیت سیاسی وفرهنگی کشورچنان بودکه دست نویسندگان به قلم نمی رفت ، امکان چاپ آثاروجودنداشت ودیگربازگشت به وطن وپیگیری چیزی به نام ادبیات افغانستان نیز جزء آرزوهای دورودرازشده بود. آری درچنین شرایط دشواری بودکه نویسنده این کتاب اگرنمی توانست نویسندگان افغان رادریک جاگردآورد، گزیده ای ازآثارآنان رادریک مجموعه گردآوردودراختیارهموطنان ودیگردوست داران فرهنگ وادبیات افغانستان گذاشت.
به گفته صاحب نظران بااین که میراث شهرزاددرافغانستان درموضوع خود درکشورما بی نظیراست امامتأسفانه باتوطئه سکوت وبایکوت مواجه گردید ونتوانست راه به جایی ببرد. سنت جاهلانه ای که همیشه درجامعه مارایج بوده ، درمورداین کتاب هم اجراشد. این سنت که حتی درسطح فرهنگیان وفرهیختگان هم وجوددارد، این است که به جای این که ازکاردوستان وهموطنان خودخوشحال شویم، ازآن ناراحت می شویم وبه تخریب وکم کردن اهمیت آن کارمی کوشیم . خیلی که آبروداری کنیم دربرابرآن کارسکوت همراه بابغض می کنیم .
میراث شهرزاددرافغانستان نیزبا این سنت عقب مانده وناشی ازجهل وبخل وحسد روبه روشدوچنان که شایسته بوددرمطبوعات ومجامع ادبی مطرح نشد.وتاکنون نیزچوب سکوت معناداررامی خورد. نویسنده ی یک لاقبای کتاب هم که نه دارای نشریه ومجله وروزنامه است ونه ازداشتن دسته وگروه ودستک برخورداراست ونه دلبسته ووابسته به فلان حزب وسازمان ویاقوم وقبیله می باشد که بتواندکتاب خودرا مطرح کند. فقط به تازگی به تشویق دوستان ازاین تریبون که ظاهراوبلاکش می گویندبرخوردارشده است واین چندجمله رادرباره آن کتاب قلمی کرده است تاهم بخشی ازواقعیت های پیداوپنهان ادبیات ماگفته شده باشدوهم باعث گرددکه کسانی به خودکتاب مراجعه کنندوواقعیت بیش ازاین کتمان نگردد. درباره این کتاب حرف های گفتنی دیگری هم هست که درفرصت دیگری گفته خواهدشد. کامیاب باشید.
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است