پشت پرده مذاکره باطالبان
پشت پرده ی مذاکره باطالبان
سیداسحاق شجاعی
مذاکره دولت افغانستان باگروه طالبان چندی است که برسر زبان ها افتاده ودررسانه های همگانی انعکاس وسیع یافته است . ازطرف مراکز مشخصی چنین وانمود می شود که برقراری امنیت وپایان جنگ درافغانستان تنها یک راه دارد وآن هم مذاکره ومصالحه باطالبان است . همچنین گفته می شود که طالبان دیگر یک گروه شکست ناپذیرویک واقعیت اثبات شده ونماینده واقعی قوم پشتون می باشد.
آشکار است که یکی از راه های اصولی برای پایان دادن به هرجنگ ومنازعه ، مذاکره بین طرف های درگیرمی باشد . درافغانستان سال ها ست که دو جبهه دولت وگروه طالبان باحمایت کشورهای مشخصی از خارج رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند وباردیگر کشور را صحنه جنگ وترور وناامنی ساخته اند .لازم است برای پایان دادن به این جنگ ، دوطرف وارد مذاکره ومصالحه شده ، به این همه تباهی وبیچارگی مهر پایان بزنند. آیااین همه ی واقعیت درمساله مذاکره دولت باطالبان است یاحرف های نیز درپشت پرده وجود دارد؟ !
طالبان وحزب اسلامی حکمتیاردرشش سال گذشته دردو جبهه سنجیده فعالیت کرده اند؛ از یک طرف فشارهای نظامی خودرا درقالب جنگ ها ، خشونت ها ، ترورهاوگروگان گیری هاادامه داده اند.ازجانب دیگربااستفاده ازهم پاشیدگی ونابسامانی دولت ، نفوذدربدنه ی دولت رادرسرلوحه ی فعالیت های خود قرار داده اند.افرادنفوذی آنان علاوه برفعالیت های دیگر ، پل ارتباطی بوده اند بین دولت وگروه های مربوطه شان .
بدین ترتیب بین دولت وطالبان تاکنون ازدوکانال رابطه وجودداشته است : 1- عناصر نفوذی 2- خوانین وبزرگان قومی . این بزرگان که اندیشه حاکمیت بدون چون وچرا ومطلق قوم پشتون درافغانستان را برسردارند و همه ی همت وتلاش خودرا دراین جهت صرف می کنند ، هرچند گاه پیام طالبان راازجنوب به مرکز می رسانند وپیام مرکزرابه جنوب می برند.
یکی ازاین بزرگان قومی پس ازرساندن پیام طالبان به کابل ، دربازگشت ، درهلمند گفته بود: « جنگ دولت باطالبان باجنگ های سابق فرق دارد ؛ درجنگ های سابق هردو طرف قومی نبود . حالی هردو طرف جنگ یک قوم است. واین قبول کردنی نیست وهرطور شده
باید صلح بین دو طرف بیاید.»1 بیان روشن تر سخن این خوانین این است که دولت وطالبان که هردو پشتون هستند برای تحکیم پایه های حاکمیت قومی باید دست از جنگ بردارند.
این وب به منظور طرح نظریات فرهنگی ادبی اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است